مسكو ، اول امپراطورى كه درك نمود كه اگر در سمت آسيا مملكت خود را وسعتى ندهد تجارت مملكت او را رواجى نخواهد بود و وضع سلطنت را نيز بقائى نباشد پطر كبير بود . بنابراين استدراك ، در سال هزار و هفتصد و بيست و چهار مسيحى مطابق هزار و صد و سى و هفت هجرى آن امپراطور از سمت حاجى طرخان به طرف داغستان و شيروانات آمد . بعد از تصرف موقتى ، قدرت اسلحهء دولت روس را به قدرى نديد كه بتواند مملكتى را كه اينقدر دور از مركز سلطنت است حراست نمايد . لهذا بعضى از اين ممالك مفتوحه يا در زمان پطر كبير يا بعد از او از تصرف روس خارج شد . ارگلى خان را كه روسها و گرجيها هراكليوس مىنامند نادر شاه در ولايت گرجستان تسلط داد و تا نادر شاه زنده بود ارگلى خان با كمال صداقت به او خدمت مىكرد و در اغلب فتوحات و لشكركشيهاى نادر ، ارگلى يكى از سردارهاى او بود . بعد از نادر شاه به واسطهء هرج و مرج و تصرفات ناحق و غصبى كه الوار و اكراد در كار سلطنت ايران مىكردند ارگلى خان را عار آمد كه تبعيت آن جور مردم را اختيار كند و اگر كار سلطنت ايران آن وقت منظم بود البته ارگلى خان نهايت انقياد داشت و به روش آباء خود ، سر از اطاعت و رعيتى ايران نمىپيچيد .
در هزار و هفتصد و شصت و نه مسيحى مطابق هزار و صد و هشتاد و سه هجرى از طرف دولت روس قشون مختصرى مأمور گرجستان شد و كاترين « 3 » - كه آن وقت امپراطريس و ملكهء روس بود - مصمم شد كه گرجستان را به مملكت روس الحاق نمايد و در آن اوان كه هنوز حمايت روس از گرجستان ظاهر نشده بود ارگلى خان خود را به عثمانى بسته تا در سال هزار و هفتصد و هشتاد و سهء مسيحى مطابق هزار و صد و نود و هشت هجرى خود را تبعهء دولت روس كرد . حضرت آقا محمد شاه قاجار كه در نظر داشت مملكت ايران را مالك و سرحد اصلى و طبيعى خود قرار دهد و دست تصرف خارجى را از اكناف آن كوتاه كند چنانكه ذكر شد
هامش
( 3 ) - منظور كاترين دوم است كه زن پتر سوم بود . وى در سال 1762 شوهر خود را سر به - نيست كرد و مستقلا به حكومت پرداخت . وى سرزمين روسيه را توسعه بخشيد و تركهاى عثمانى را بارها درهم شكست و سرزمينهاى متصرفى آنان را تصرف نمود . تولد وى در سال 1729 بود و مرگش در 1796 .