قليلى مسلمان بودهاند و كليسا در آنجا متعدد بوده » . انتهى .
مؤلف گويد نادر شاه افشار در هزار و هفتصد و چهل مسيحى مطابق هزار و صد و پنجاه و سه هجرى فتح گرجستان نمود و حضرت آقا محمد شاه قاجار طاب الله ثراه نيز در هزار و هفتصد و نود و پنج مسيحى مطابق هزار و دويست و ده گرجستان را مفتوح و تفليس را قتلعام فرمود و به روايتى بيست هزار و به قولى پانزده هزار اسير از آن شهر به ايران آورد كه تفصيل آن از اين قرار است :
تفصيل تسخير حضرت آقا محمد شاه قاجار گرجستان و تفليس را
حضرت آقا محمد شاه فرمانى به ارگلى خان « 1 » والى تفليس و گرجستان مرقوم فرموده مضمون اينكه شاه اسماعيل صفوى هنگام تسخير ممالك ايران بر اغلب گرجستان حكمران بود و در مصالحهء سلاطين ماضيه با عثمانى ، ولايت تفليس و بعضى بلاد گرجستان داخل ثغور و قسمت ايران افتاده چون ما را در اين ايام بعضى مشاغل بود بدان سامان نپرداختيم . اكنون از نظم مملكت آسوده شديم . آن ولايت بايد به قانون سابق ضميمهء ممالك ايران باشد . لهذا ارگلى خان بايد به اميدوارى به حضرت آيد و قرار خدمتگزارى داده به ولايت خود بازگردد و الا او نيز چون ديگران به قهر و غضب پادشاهى مبتلا گردد .
چون اين نامهء تهديدآميز به ارگلى خان رسيد دفع الوقت نمود و مشغول استحكام برج و بارو و جمعآورى پياده و سواره شد و بعد از تجهيز قشون از شهر بيرون آمده در چهار فرسنگى شهر مستعد مقاتله نشست .
لشكر ايران به اشارهء حضرت آقا محمد شاه به جانب تفليس راندند و پس از تلاقى فريقين صفوف جانبين آراسته شد و رزمى طولانى دادند و لشكر پادشاهى غالب آمدند و ارامنه مغلوب و بسيارى گرفتار گشتند . ارگلى خان چون كار را زار ديد روى از كارزار برتافته به جانب تفليس به سرعت هرچه تمامتر
هامش
( 1 ) - نام فرمانرواى گرجستان هراكليوس دوم بود . هراكليوس ( هرقل ) را در ايران ارگلى مىگفتند( Heraclius - Eregli ).