فصل دهم مشتمل بر سه آيه
اول :
بعد از آن ، احشويروش ملك خراج بر زمينها و جزيرههاى دريا نهاد .
دويم :
و تمامى جبروت و عظمتش و بيان بزرگى مردخاى كه ملك او را معظم داشت آيا در كتاب تواريخ ايام ملوك مادى « 2 » و فارس مسطور نيستند ؟
سيم :
زيرا كه مردخاى يهودى به احشويروش ملك دويمين بود و در ميان يهوديان بزرگ و در ميان كثرت برادرانش مقبول و جوياى نيكوئى قوم خود و رسانندهء سلامت به تمامى نسلش بود » . انتهى .
ذكر رفتن اسكندر به شهر شوش
از قرار ثبت مورخين يونانى ، اسكندر بزرگ دو مرتبه به شهر شوش آمد : مرتبهء اول در سنهء سيصد و سى قبل از ميلاد و مرتبهء دويم در سيصد و بيست و شش سال قبل از ميلاد بود . دفعهء اول بعد از فتوحاتى كه در عراق عرب نمود و دارا را هزيمت داده بابل را تصرف كرد به شهر شوش وارد شد و تفصيل ورود او از اين قرار است :
وقتى كه اسكندر از بابل به قصد شوش حركت نمود ، در بين راه يعنى از اول حركت تا وقتى كه به حوالى شهر شوش رسيد پانصد سوار و شش هزار پيادهء مقدونيه و ششصد سوار اتراس و سه هزار و پانصد پيادهء اترال كه انتىپاتر به كمك او فرستاده بود و چهار هزار پياده و هزار سوار پلهپونز و پنجاه جوان زيبا رخ نجيبزاده كه اعيان و اشراف يونانى
هامش
( 2 ) - متن : مداين .