تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
و پسران او را بر چوب دار آويختند .

بيست و ششم :

از آن سبب آن روزها را از اسم پور ، پوريم ناميدند . پس بخصوص تمامى كلمات اين مكتوب و آنچه كه ديده بودند در اين باب و آنچه كه به ايشان واقع شد .

بيست و هفتم :

يهوديان ثابت گردانيدند و براى خودشان و براى نسل خودشان و براى لواحق شوندگان به ايشان قبول كردند كه بدون تغيير دادن اين دو روز را موافق نوشتن ايشان و موافق زمانهاى معين سال به سال عيد نگاه دارند .

بيست و هشتم :

و ديگر اين روزها در هر نسل و هر قبيله و هر كشور و هر شهر به ياد آورده و نگاه داشته شود تا آن‌كه اين روزهاى پوريم در ميان يهوديان فسخ نشود و ذكر آنها از نسل ايشان بريده نشود .

بيست و نهم :

آنگاه استر ملكه دختر ابيحيل و مردخاى يهودى به قدرت تمام نوشتند كه اين مكتوب دويمى پوريم را مكرر نمايند .

سىام :

و مكتوبات را به تمامى يهوديان به يكصد و بيست و هفت كشور ملك احشويروش با كلمات سلامت و امنيت فرستادند .

سى و يكم :

تا آن‌كه اين روزهاى پوريم را در زمان معينى آنها مقرر دارند به نحوى كه مردخاى يهودى و استر ملكه آنها را امر فرموده بودند و به‌طورى كه از براى خودشان و نسل خودشان اعمال روزه‌ها و ناله‌هاى خودشان را تعيين نموده بودند .

سى و دويم :

و امر استر اين اعمال پوريم را مقرر نمود كه در كتاب نوشته شود « 1 » .
هامش
( 1 ) - ترجمهء تورات : « پس سنن اين فوريم ، به فرمان استر فريضه شد و در كتاب مرقوم گرديد » .