تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
ملك مىنشست .

بيستم :

و استر مولد و قوم خود را موافق فرمان مردخاى به او نشان نمىداد . زيرا كه استر امر مردخاى را به‌جاى مىآورد به‌طورى كه هنگام پرورش يافتن به او مىكرد .

بيست و يكم :

و در آن ايام ، حينى كه مردخاى در در سراى ملك مىنشست بكثان و تيرش « 16 » دو خواجه‌سراى ملك از نگاهبانان آستانه غضبناك شدند و جوياى فرصت دست‌درازى بر احشويروش ملك بودند .

بيست و دويم :

و اين قصد به مردخاى معلوم شده به استر ملكه خبر داد و استر به ملك به اسم مردخاى خبر داد .

بيست و سيم :

و اين قصد تفحص شده صحيح يافت شد و ايشان هردو به چوب دار آويخته شدند و اين قصد به حضور ملك در كتاب تواريخ نوشته شد .

فصل سيم مشتمل برپانزده آيه

اول :

و بعد از آن واقعات ، احشويروش ملك هامان پسر همداثاى اگاگى را معظم و عالى گردانيده كرسى او را از تمامى سرورانى كه با او بودند بلندتر كرد .

دويم :

و تمامى بندگان ملك كه دردر دروازهء ملك بودند ركوع نموده هامان را سجده مىكردند . زيرا كه ملك درباره‌اش چنين امر فرموده بود . اما مردخاى ركوع ننموده او را سجده نكرد .
هامش
( 16 ) - تورات : « بغتان و تارش » .