تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
و به هر قوم موافق زبانش فرستاد تا هركس در خانهء خود حكمران شود و به زبان قوم خود سخنرانى نمايد .

فصل دويم مشتمل بر بيست و سه آيه

اول :

بعد از اين واقعات ، هنگامى كه غضب ملك احشويروش ساكن شد وشتى و آنچه كرد و آنچه درباره‌اش شد به ياد آورد .

دويم :

و ملازمان ملك كه او را خدمت مىكردند گفتند كه دختران باكرهء خوش‌منظر از براى ملك تفتيش كرده شود .

سيم :

ملك وكلا را در هر ولايت مملكت خود تعيين نمايد كه هر باكرهء خوش‌منظر را به دار السلطنهء شوشن به حرمخانهء زنان به زير حكم هيكى « 9 » محافظ زنان و خواجه‌سراى ملك جمع كنند و اين‌كه به آنها اسباب تطهيرشان داده شود .

چهارم :

و دخترى كه در نظر ملك خوش آيد ، در جاى وشتى ملكه شود و اين سخن در نظر ملك پسند آمد و چنين كرد .

پنجم :

در دار السلطنهء شوشن يك مرد يهودى بود و اسمش مردخاى « 10 » پسر يائير پسر شمعى پسر قيس « 11 » بنيامينى .

ششم :

كه از اورشليم كرده شد با اسيرانى كه به اتفاق يكنياه ملك يهوداه
هامش
( 9 ) - در تورات نام وى « هيجاى » آمده . ( 10 ) - متن : « مردكى » . تصحيح از تورات ، كتاب استر ، ص 773 . ( 11 ) - ايضا : « اقيش » .