مؤلف گويد اكراد نواحى بيستون و كرمانشاه اين صور را صورت دوريشان مىگويند و كسانى كه خارج از مسئله مىباشند دوريشان را درويشان گمان مىكنند . ولى از كجا دوريشان ، داريوشان نباشد ؟ و اين كلمه را ابا عن جد از پدران خود شنيدهاند و اينقدر تصحيف تلفظ مىنمايند بلكه مىتوان گفت اين وجه موجه و قابل ترديد نيست .
بالجمله از دو لوح مسطور گذشته وقتى كه بهسمت جنوب مغربى بيستون ميل نمائى به مسافت كمى از چشمهاى كه ذكر شده قسمت عمده از كوه بيستون را ملاحظه مىكنى كه تراشيده و صاف نمودهاند معلوم نيست كه مقصود از تراشيدن اين قسمت عمده چه بوده ؟ و در چه زمان اقدام به اين كار بزرگ كردهاند ؟ آنچه محقق است اين است كه يكى از سلاطين بزرگ ايران كه فتوحات نمايان نموده و اغلب ممالك روى زمين را متصرف شده خواسته است تصوير جنگهاى خود را با تفصيل فتوحات در اين قسمت كوه بيستون رسم و نقش نمايد يا مرگ ، او را مجال اين خيال نداده يا شورش و انقلابى در ايران پديد آمده كه سبب تمامى خانوادهء او شده و اين خيال بزرگ انجامپذير نشده است .
عمدهء مطلبى كه كوه بيستون و بيستون را مشهور ايران و تركستان و هندوستان و بعضى ممالك ديگر نموده معاشقهء شيرين - معشوقهء خسرو پرويز - است با فرهاد كه بر سر زبان شعراى ممالك مزبوره افتاده و به مضامين بديع ايراد كردهاند و داستانها كه در واقع همه پيرايه و منقول از صفحهء خيال است در اين فقره به نظم آوردهاند . حكيم امجد ، نظامى در كتاب « خسرو و شيرين » گويد كه شيرين ملكهء ارمن و ميان او و خسرو معاشقه بود و اوقاتى كه از پادشاهى به جهت عشق به خسرو گذشته و در قصر شيرين دور از خسرو منزل داشت از خوردنيها به شير زياد مايل بود و مال و مواشى و اغنام او را به جهت اينكه در مرتع قصر شيرين ، خرزهره - كه قاتل دواب است - بسيار بود دو فرسخ دور برده بودند و حمل شير آنها به قصر مشكل شده بود ، لهذا شاپور كه با فرهاد در چين همشاگرد و شاپور به نقاشى و فرهاد به حجارى هردو درجهء كمال يافته بودند شيرين را گفت اگر بخواهى فرهاد را گويم ، از جائى كه اغنام هستند تا قصر ، جوئى در ميان سنگ بكند كه در آنجا شير را بدوشند و در جوى ريزند خود به قصر بيايد . شيرين پسنديده فرهاد را طلبيد و
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٥١٤