فقرهء سيزدهم
داريوش پادشاه مىگويد از اين سبب اورمزدا و فرشتگان به من عنايت كردند كه از دين به در نرفتم و دروغگو نبودم و زور نكردم .
فقرهء چهاردهم
داريوش پادشاه مىگويد اى كه پس از من پادشاه مىشوى هركه دروغگو است و گناهكار ، او را پرورش مكن و بنياد او را برانداز .
فقرهء پانزدهم
داريوش پادشاه مىگويد اى كه پس از من اين تخت را كه من نوشتم و اين صورتها كه نگاشتم مىخوانى و مىبينى بترس از اينكه بىاحترامى كنى و اگر آنها را حفظ كنى تو نيز به سلامت باشى .
فقرهء شانزدهم
داريوش پادشاه مىگويد اى كه اين تخت را و تصوير را مىبينى اگر آنها را محافظت كنى اورمزدا يار تو باشد و فرزندان تو زياد شوند و عمر تو دراز گردد و هر كار كه مىكنى اورمزدا تو را خير دهد .
فقرهء هفدهم
داريوش پادشاه مىگويد اگر اين تخت و تصويرها را ببينى و محافظت نكنى و با آنها بىاحترامى كنى اورمزدا دشمن تو باشد و فرزندان تو نپايند و هر كار مىكنى اورمزدا آن كار تو را به انجام نرساند .
فقرهء هجدهم
داريوش پادشاه مىگويد اينها آنانند كه همراه من بودند وقتى كه گماتاى ماكوشى را كه اسم بارتيا داشت كشتم و كمك من بودند اينها تنها همراه من بودند و وافرا نام از اهل پارسا ، كبراوا نام پسر ماردهونيا از اهل پارس ، هدارنا نام از اهل پارسا ، مكابخشا نام پسر زوپرا از اهل پارسا . . .
فقرهء نوزدهم
خوانده نمىشود .