كه به جنگ ويوانا فرستاده با سوارهاى او گريختند به آنطرف قلعهء ارشادا كه در مملكت هرواتى بود رفتند . ويوانا با قشون ايشان را تعاقب كرده تانپاتيا آنجا او را گرفت و بزرگان لشكرش را كشت .
فقرهء دوازدهم
داريوش پادشاه مىگويد بعد از آن مملكت مرا اطاعت كرد . اين همان است كه در هرواتى كردم .
فقرهء سيزدهم
داريوش پادشاه مىگويد وقتى كه در پارس و مادا بوديم بابرونيها دفعهء ديگر از من ياغى شدند . شخصى ارمنى ارقها نام پسر ننديتا برخاست از بلوك دهويانا از محال بابرون و به دروغ چنين گفت كه نانج ادرخرا هستم پسر نابونيتا . پس مملكت بابرون از من ياغى شد بهطرف ارقها رفت و او بابرون را گرفت و پادشاه بابرون شد .
فقرهء چهاردهم
داريوش پادشاه مىگويد پس من به بابرون قشون فرستادم و يكى از نوكرهاى خود ودافرا نام مادائى را سردار كردم و به آنها گفتم به سلامت باشيد هركه از مملكت بابرون مرا اطاعت نمىكند بزنيد . آن ودافرا با قشون به بابرون رفت . اورمزدا به من عنايت كرد . به فضل اورمزدا قشون من قشون ياغى را شكست داد و دافرابابرون را گرفت در دوم ماه . . .
بود . ( سه سطر آخر خراب شده و در آخر سطر نوشته كشته شد ) .
خانهء چهارم
مشتمل است بر نوزده فقره مجموع نود و دو سطر مىشود .
فقرهء اول
داريوش پادشاه مىگويد اين كارى است كه در بابرون كردم .
فقرهء دويم
داريوش پادشاه مىگويد اين همان است كه كردم به فضل اورمزدا