تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
و خرابهء زياد چون محل شهر قديم بابل به نظرش مىآيد . وضع برج ابتدا مربع بوده و با خشت خام ساخته شده قطر خشتها تقريبا چهار انگشت و وضع ساختن برج اين قسم است كه از هشت الى ده خشت روى هم گذاشته‌اند و يك دو انگشت چينه روى او كشيده و روى چينه حصير يا جگن ريخته شده به‌همين ترتيب از بنيان تا سر برج است . خشتهائى كه اينجا به كار رفته است مختلف است . بعضى يك وجب قطر دارد سوراخهاى زيادى در اين بنا تعبيه شده است . عقيدهء بعضى اين است كه در ابتداى بنيان تير در اين سوراخها فرومىبردند كه بناها بر روى تخته‌هائى كه روى آن تيرها انداخته رفته كار مىكردند اما چون عمق سوراخها زياد است گمان اين است كه محض نفوذ هوا از اين منافذ و خشك شدن اين عمارت اين سوراخها تعبيه شده . حصير و جگن كه گفتيم در اين برج به كار رفته طورى است كه در چندين هزار سال عيب نكرده . از خطوط قديمى چيزى كه در عقرقوف پيدا شده چند سطر بوده كه بر روى خشت پخته منقور شده . آنچه محققين معلوم كرده‌اند عقرقوف برج مرتفعى بوده در سرحد بابل و نينوا كه سلاطين بابل بنا كرده بودند و بر روى آن برج هميشه ديده‌بان بوده است كه اخبار جنگ قشون را به بابليها مىداده است و بعضى ديگر براين‌اند كه شهر عكاد كه در تورات است همين عقرقوف است . و نيز جمعى ديگر گويند كه همان برج نمرود مىباشد و حالا هم اهالى بلد ، برج را تپهء نمرود مىنامند . ولى اين قول را صحتى نيست زيرا كه جميع خرابه‌هائى كه در بابل و نينوا پيدا مىشود نسبت او را مردم آن حوالى به نمرود مىدهند . عقيدهء بعضى اين است كه عقرقوف ، رصدخانه‌اى است كه به امر كيخسرو بنا شده . ابن بطوطهء طنجى گويد : « دار السلام بغداد حضرت الاسلام و صاحب قدر و شرفى رفيع است . اين شهر دار الملك خلفاء و مسقط الرأس علماء بوده و ابو الحسين جبير در وصف او اين فقرات را انشاء نموده . اين شهر قديمى اگرچه پايتخت خلفاى عباسى و محل اجتماع امامت قريش و جاى دعوت ايشان بوده ولى اينك خراب است و آنچه الآن از او باقى است بالنسبه به آنچه سابق بوده نسبت آثار كمى است به آبادانى زيادى و چيزى كه الآن در اين شهر محل نظر است همان دجله است كه از وسط شهر مىگذرد و شهر را به دونيمه تقسيم مىنمايد : قسمتى شرقى و قسمت ديگر