تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
و اين بلوك كه از اين آب مشروب مىشود در دفاتر بلوك بسطام مىنويسند و قصبهء بسطام كه هنوز آثار قلعه و خاكريز و بيوتات آن معلوم است . قدرى دور تر از محلى است كه حالا دهكدهء بسطام واقع است » . انتهى . از قرارى كه ياقوت حموى در معجم البلدان در ضمن لفظ شبديز نگاشته يكى از اسامى طاق بستان ، شبديز است و گويد اين محل موسوم شده به اسم شبديز كه در طاق مرتسم است و تفصيلى كه در باب طاق نوشته خلاصهء آن اين است : « شبديز چنان‌كه نصر گفته منزلى است ميان حلوان و قرمسين در آخر كوه بيستون موسوم به اسم اسب خسرو » و مسعر بن مهلهل گويد : « در يك فرسخى شهر قرمسين در آنجا صورت اسب و مردى كه بر آن سوار است در سنگ مرتسم و منقور نموده‌اند . اين سوار را خودى بر سر و زرهى در بر و زره را به قدرى حجار خوب ساخته است كه گوئى زره واقعى و متحرك است . سوار پرويز و اسب شبديز مىباشد و در روى زمين نظير و مانند اين صورت يافت نمىشود و در طاقى كه اين صورت هست صورتهاى ديگر از نساء و رجال و پياده و سواره بسيار هست . روبروى صورت پرويز شخصى است كه كلاه او مخروطى و كمربندى بسته و بيلى در دست دارد . گوئى زمين را حفر مىكند و بدان مىنمايد كه آب از زير پايش جارى است » . احمد بن محمد بن همدانى گويد : « از عجايب قرمسين كه در عداد عجايب دنيا معدود است صورت شبديز است كه در قريهء خانان مرتسم شده و مرسم آن قنطوس بن سنمار معمار معروف بوده كه بناى خورنق را در كوفه نموده و سبب رسم كردن صورت اين اسب در اين قريه اين است كه شبديز اسبى بود بهتر و قوى جثه‌تر و باتعليم‌تر و زيرك‌تر از جميع اسبهاى دنيا و آن را پادشاه هند براى خسرو پرويز به رسم هديه فرستاده بود به جهت اين‌كه رونده‌ترين اسبها بود و صفات بسيار خوب داشت و مادامى كه در زير زين بود بول نمىكرد و سرگين نمىانداخت و شش وجب دورهء سم او بود . خسرو نهايت ميل و تعشق را به اين اسب داشت . وقتى شبديز ناخوش شد و ناخوشى او شدت كرد خسرو خبردار شده گفت اگر شبديز بميرد هركس خبر مرگ او را به من دهد حتما او را خواهم كشت . اتفاقا شبديز مرد و امير آخور او خايف گشته نمىدانست چگونه اين خبر را به خسرو دهد كه مورث هلاكت خود او
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 347 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى