اگر آب كرند جارى به اصفهان مىشد زايد الوصف به خاك املاك او نافع بود - دائم شاه را به اجراى اين مهم تشويق مىكرد و تدبيرى كه به خاطر اقورلو بيك رسيده بود اين بود كه سدى در جلو چشمهء آب كرند بسته شود كه آب بالا بيايدن وقتى كه سطح آب مساوى شد با مجراى زايندهرود آنوقت بهجاى اينكه به خوزستان برود بهطرف اصفهان خواهد آمد .
اقورلو بيك هم بعد از مخارج زياد كارى از پيش نبرد . بعدها محمد بيك صدر اعظم به ترغيب شنه نام - مهندس فرانسوى - داوطلب اين كار شد « 17 » و تدبير شنه اين بود كه نقبها در اين كوه زده پر از باروط كنند و آتش زنند تا كوه از هم شكافته به مقصود رسند . پس از خرج زياد باز چيزى نشد . تاريخ عالمآرا تفصيل اين فقره را به اين نحو مىنگارد : آب كرند از جبال موسوم به زمازا - كه سرحد اصفهان و بختيارى است - جارى و جريانش بهسمت جنوب و از دامنهء كوه معروف به كوه گيلويه عبور مىكند و تمام خوزستان را سيراب مىنمايد و وارد شط العرب مىشود و به قدرى اين رودخانه بىفايده است كه در خوزستان شط بزرگى مىشود و مع ذلك حبه و دينارى از آن عايد ديوان و رعيت نمىشود « 18 » .
مؤلف گويد اينكه نوشته شد حبه و دينارى عايد ديوان و رعيت نمىشود خلاف است بلكه بلوك ميان آب كه در حوالى شوشتر است به واسطهء سدى كه شاپور ذو الاكتاف بسته و بعد خراب شده و در عهد سلطنت خاقان مغفور فتحعلى شاه - طاب ثراه - نواب محمد على ميرزا آن سد را تعمير كرده بلوك مزبور از اين آب مشروب مىشود و در سال مبالغ كلى عايد ديوان و رعيت مىگردد و اين تفصيل را ما در لغت شوشتر بيان خواهيم نمود . شايد در آنوقت ، به واسطهء خرابى سد ، آب به بلوك ميان آب نمىنشسته است . در سنهء هزار و دويست و هفتاد و شش كه خود مؤلف به خوزستان سفر كرده بود بلوك ميان آب را مشاهده نمود . اين بلوك به واسطهء تعمير سدآباد است . بالجمله زندهرود از كوهستان سمت
هامش
( 17 ) - شاردن نام اين مهندس فرانسوى را دوشنهDucheneضبط كرده ( سفرنامهء شاردن ، قسمت اصفهان ، ص 4 ) . ولى سانسون كشيش از يك مهندس فرانسوى در همين زمينهء الحاق كورنگ به زايندهرود نام برده به نام ژنهGenest( سفرنامهء سانسون كشيش ، ترجمهء تقى تفضلى ، ص 100 ) .
( 18 ) - عالمآراى عباسى ، ص 959 ، 969 ( چاپ انتشارات امير كبير ) .