زندهرود از جنب اصفهان مىگذرد و از بند مروان گذشته در ريگزار فرومىرود .
حمد الله مستوفى در شرح مخارج انهار و عيون و آبار گويد : آب زنده رود از كوه زرد و جبال لر بزرگ به حدود جوى سرد برمىخيزد و بر ولايت رودبار لرستان گذشته در ولايت فيروزان و اصفهان ريزد و در ولايت رويدشتين در زمين گاوخانى منتهى مىشود . طولش هفتاد فرسنگ مىباشد . در شرح جبال نيز حمد الله گويد كوه زرد در لرستان است .
مؤلف گويد اين كوه معروف به زردكوه و در حدودى است از لرستان كه نزديك به نشيمن طايفهء بختيارى است و مخرج زايندهرود است و مجراى زايندهرود در اغلب مواضع زهاب و چشمههاست كه آب آنها مدد آبى است كه خارج مىشود از مخرج اصلى زندهرود . سرچشمهء آب كرند مجاور سرچشمهء زايندهرود است و از اين مخرج رودخانهء عظيمى جارى مىشود . بارها سلاطين عظيم الشان ايران قصد كرده [ اند ] كه آب كرند را از مجراى طبيعى برگردانند و داخل مجراى زايندهرود كنند كه به جلگهء اصفهان جارى شود و اين نيت اگر وقوع مىيافت هرآينه فوايد زياد داشت . از سلاطين صفويه اول پادشاهى كه به اين خيال افتاده شاه طهماسب بزرگ بود و او مىخواست كه كوه فاصلهء ميانهء سرچشمه زاينده رود و سرچشمهء كرند را سوراخ و آب آن را مزيد زايندهرود كند . ولى به جهت بعضى چشمههاى آب كه مجاور معدن گوگرد و در اين كوه بود عملهجات چند ذرعى كه كار كردند گوگرد اغلبى را هلاك كرد و از صرافت افتادند . شاردن كه در زمان شاه عباس ثانى به اصفهان سفر كرده بود نوشته كه شاه طهماسب مخارج گزافى براى انجام اين مقصود نمود و جمعى كثير هلاك شدند و به غرض خود نايل نگرديد . بعد از شاه طهماسب ، شاه عباس بزرگ هم به اين خيال افتاد و مىخواست به عوض اينكه كوه را سوراخ كند از قلهء كوه تا دامنه ، درهاى تشكيل دهد و به اين تدبير آب جارى سازد . ولى به اندازهء شاه طهماسب كار نكرد . چون در آنوقت معروف بود كه از كثرت برودت و تواتر برف در اين كوه زياده از چهار ماه نمىتوان كار كرد شاه عباس از صرافت افتاد . ولى شاه عباس ثانى خيال بزرگ اجداد خود را از دست نداد . اقورلو بيك كه امير ديوان و از رجال معتبر شاه عباس ثانى بود - چون املاك زياد در حوالى اصفهان داشت و
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٢٣