تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
ص 11 ، س 9 - 10 ، شرف الملك رضى الدولة و الدين : يعنى شرف الملك رضى الدين ابو بكر الأشعرى پدر عين الملك . از احوال او چيزى معلوم نشد الّا اينكه او وزير اعظم ناصر الدين قباجه ( 602 - 625 ه ) بوده و اين رباعى در مدح اوست ( عوفى : لباب الالباب ، ج 2 ، ص 425 ) :
اى صدر بفر ملك عجم چون تو نيافت * شه صاحب فرخنده قدم چون تو نيافت
بسيار بگشت روز و شب دست بدست * تيغ و قلم و عدل و كرم چون تو نيافت
عوفى تأليف خود لباب الالباب را در ايام زندگى او شروع كرده ، و ليكن در اواخر جلد دويم ( ص 425 ) بعد از اسم او « تغمّده اللّه برحمته » نوشته ؛ ازين واضح است كه شرف الملك در ان وقت برحمت ايزدى پيوسته . - اين فتحنامه : ازين مىنمايد كه اسم اصلى اين كتاب در فارسى « فتحنامه » بوده كه بتصحيف و تحريف نسّاخ مبدل به « چچنامه » شده . ص 12 ، س 8 - 10 ، عين الملك فخر الدولة و الدين : يعنى عين الملك فخر الدين الحسين بن شرف الملك رضى الدين أبى بكر الأشعرى . وى در بداية امر وزير ناصر الدين قباجه ( 602 - 625 ه ) بوده . در سنه 625 ه كه ناصر الدين را نظام الملك جنيدى وزير التتمش در قلعه بكّر محصور نمود ، و او مرگ را بر حيات مذلّت ترجيح داده خود را از بالاى حصار انداخته در آب مهران غرق نمود ، بقاياى حشم و خدم او كه از جمله ايشان عين الملك و برادرش بهاء الدين حسن و عوفى مصنف لباب الألباب و منهاج سراج صاحب طبقات ناصرى بود به خدمت التتمش پيوستند . التتمش عين الملك را وزير پسر خود ركن الدين فيروز شاه نمود . بعد ازين تاريخ چيزى از احوال او معلوم نشد . مىنمايد كه وزيرى علمدوست و با سخا بوده ، و عوفى كتاب خود لباب الألباب را باسم او منسوب كرده . ص 15 ، س 6 ، ديبل : يكى از ان شهرهاى قديم است كه اسم آن معروف و ليكن موقعش نامعلوم مىباشد . هر كسى براى تعيين و تشخيص اين شهر
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 252 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي