اسب فرض بگذاردند « 1 » : اهل عاليه يك صف ، و بنو تميم يكصف ، و بكر وائل صف ديگر « 2 » و عبد القيس با اهل خود يك پته « 3 » ، و ازديان يك پته « 4 » . هر پنج قبيله صف كشيده « 5 » روى به محمّد قاسم آوردند تا (
f 89 a
) چه فرمايد .
خطبه كردن محمّد قاسم ثقفى
پس محمّد قاسم گفت : يا اهل العرب « 6 » ! اين طائفهء كافران روى بجنگ ما آوردند « 7 » . شما جهد « 8 » كنيد كه ايشان بر سر اهل « 9 » و عيال و مال « 10 » و خانها و ضياع و اسباب « 11 » خود جنگ خيره « 12 » كنند . شما از يارئ « 13 » خداى تعالى بر ايشان برانيد ، بحول و قوّت الهى همه را علف تيغ خونخوار آبدار كنيم و مقهور و مخذول گردانيم ، و مال و عيال ايشان را در ضبط آريم ، و غنيمتهاى فراوان بگيريم . بايد كه ساكن باشيد ، متردّد مشويد « 14 » ، و خاموشى را پيرايهء خود سازيد ، و بجاى خود نصب شده مقام خود را نگاه داريد « 15 » ، و هيچكس را از قلب بميمنه و از ميمنه بميسره « 16 » بيارئ يكديگر مشغول مشويد . هر كس در تعبيه و مركز خود ( ص 146 ) استادگى كند « 17 » ، كه خداى عزّ و جلّ عاقبت متّقيان را بخير « 18 » گرداند . و پيوسته كلام مجيد بر زبان رانيد و مىگوئيد « 19 » : « لا حول و لا قوّة إلّا بالله العلىّ العظيم » . پس آبداران را فرمود كه « 20 » راويها پر آب گردانند « 21 » ، و در هر صف لشكرگاه « 22 » مىگشته باشند و آب مىداده باشند « 23 » ، تا هيچكس بطلب آب از جايگاه « 24 » خود
هامش
( 1 ) پ : بگذرانيدند
( 2 ) ب س ك م : يك پته
( 3 ) ب س ك م : يكصف
( 4 ) م : يكصف
( 5 ) ب س ك م : هر پنج صف
( 6 ) پ س ك م : اهل عرب
( 7 ) پ : بجنگ آوردهاند
( 8 ) پ : بجهد و جد
( 9 ) ب پ س : مال ؛ م : ما اهل
( 10 ) ب پ س ندارد : و مال
( 11 ) پ : اسبان
( 12 ) م : چيره
( 13 ) پ : يارى و معاونت
( 14 ) پ : و متردد و پريشان و بيدل مشويد
( 15 ) ب س : نصب شده باشيد و مقام خود را نگاه داريد ؛ پ : و بجاى كه نصب شدهايم مقام خود را مگذاريد و بجاى خود مستقيم باشيد
( 16 ) م : از قلب و ميمنه و ميسره
( 17 ) ب ك م : كنيد
( 18 ) ك : حير
( 19 ) پ س : بگوئيد
( 20 ) ب س ك م : تا
( 21 ) پ س : كنند
( 22 ) پ : در موضعى
( 23 ) ب س ك م : مىگشتند و آب مىدادند
( 24 ) پ س : جاى