تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
الغاية بكوشى ، تا در لشكر غلّه ارزان باشد ، و آنچه در ديبل گذاشته است در وجه ايشان صرف كنى (
f 59 b
) اوليتر كه ذخائر حصار ، كه چون مملكت مسلّم گردد و حصارها مضبوط شود « 1 » در ترفيه رعايا و استمالت ساكنان جدّ كرده شود . و چون زرّاع و صنّاع و تجّار مرفّه و آسوده باشند ، ولايت مزروع و معمور گردد ، إن شاء اللّه تعالى - كَتَبَه فى العشرين من رجب سنه ثلاث و تسعين « 2 » .

خبر ديبل و مثال ستدن نيرونيان از حجاج بن يوسف « 3 »

چنين مىآرند از ابو الليث « 4 » التميمى كه از جعوبة بن عقبه سلّمى « 5 » روايت كرد با محمّد « 6 » بوديم ، چون حصار ديبل فتح شد بحصار نيرون رفت « 7 » . و ايشان بوقت شكست لشكر عرب و شهيد شدن بُديل با حجاج عهد كرده بودند و مال بر خود معيّن و مقرّر ( ص 96 ) گردانيده . چون محمّد قاسم از ديبل براند ، تا حصار نيرون بيست و پنج فرسنگ است ، در شش روز برفت ، و روز هفتم در سواد نيرون رسيد . مرغزاريست كه آن را بلهار « 8 » گويند ، به زمين بردى « 9 » ، و آنجا هنوز آب سيحون مهران نيامده بود . لشكر از تشنگى بفرياد آمد . چون محمّد قاسم دوگانه نماز بگذارد و گفت : يا دليل المتحيّرين و يا غياث المستغيثين ، أغثنى بحقّ « 10 » بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، بفرمان الهى باران رحمت ممطر شد . جمله آبگير و حيض كه در سواد آن شهر بود سيراب گشت « 11 » . اهل نيرون در حصار به بستند ، و سمنى كه والى و مهتر ايشان بود بنزديك داهر رفته بود . محمّد قاسم از تنگئ علف حشم (
f 60 a
)
هامش
( 1 ) جميع نسخ : شوند ( 2 ) ب افزايد : يعنى تحرير تاريخ بيستم رجب سنه نود و سه ( 3 ) ب : خبر ديول شيدن نيرونيان از حجاج بن يوسف ( 4 ) ب پ م : ابى الليث ؛ س : الليث ( 5 ) ب س : السلمى ( 6 ) س : محمد قاسم ( 7 ) پ : رسيد ( 8 ) پ : ولاهار ؛ ح : بلها ( 9 ) م : به روزى ( 10 ) پ ندارد : به حق ( 11 ) پ : گشتند
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى ) — صفحة 116 | عمر بن محمد داود پوته / علي بن حامد الكوفي