نبشته « 1 » محمّد قاسم بجانب داهر
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم : اين مكتوب از محمّد قاسم ثقفى كه كَشندهء انتقام مسلمانان از متمرّدان و متعنّدان است ، بنزديك كافر و جاهل و مُنكر و متكبر « 2 » كه بتداول زمان بى وفا و غرور « 3 » ايّام با جفا [ مغرور شده است ] ، داهر بن چچ برهمن غدّار . امّا بعد ببايد دانست كه آنچه از سرِ جهالت و غايت حماقت در قلم آورده بود « 4 » ، و بر راى ركيك خود مستعجب و مفتون گشته است « 5 » رسيد ، و بر مضمون احوال و مقال كه ياد كرده بود « 4 » وقوف پيوست « 6 » ، و آنچه بجهة قوت و شوكت و عدّت و آلت و اهبت « 7 » فيل و سوار و حشم نبشته بود « 8 » هر يك معلوم و مفهوم گشت « 9 » .
ما را هم حول و قوت بكرم الهى و عدّت و اهبت « 7 » بفضل پادشاهى است و لا حول و لا قوّة إلّا بالله العلىّ العظيم ، فكيدوا لك كيدا ثمّ لا ينظرون ،
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ،
وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ ،
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ ،
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ .
اى تو عاجز ! از سوار و فيل و حشم چه نازى ؟ آنچه فيل است ذليل و عاجزترين همه عدّتهاست و ضعيفترين جمله مكائد و غوائل « 10 » ، و پشّه را كه ضعيفترين حيوانات است از خود دور نتواند كرد . و آنچه به اسبان و سوار معجب شدهء ، ايشان حزب اللّهاند ( قوله تعالى ) (
f 58 b
)
فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ ،
و خيل اللّه و فرسانها هم المنصورون .
هامش
( 1 ) ب س : نوشته
( 2 ) ب : متكبر و مستكبر ؛ س : منكر و مستكبر ؛ ك م : منكر و مستنكر
( 3 ) كذا في النسخ ، بايد « مرور » خوانده شود
( 4 ) پ س : بودى
( 5 ) س : گشته
( 6 ) س : توقف يافته شد
( 7 ) ب س ك م : ابهت
( 8 ) پ : نوشته است ؛ س : نوشته بودى
( 9 ) س : گرديد
( 10 ) م : مكائل و عوائشه