ز صحت ندانم چسان برخورى * كه انگور و كله بهم درخورى
انار و هريسه « 9 » از آن خوردنت * مرضها پديد آيد اندر تنت
نباشد بجز شيوهى جاهلى * به جغرات اگر كس خورد باقلى
كند مرد حكمت شعار احتراز * ز اكل كبوتر بچه با پياز
پياز ار خورد مرد با پودنه « 10 » * ز آتش زيانها رسد ، سود نه
منه جز به راه سلامت قدم * تناول مكن شير و ماهى بهم
كه آخر تولد كند زان جذام * تو دانى ، دگر گفتمت و السلام
* *
اگر صحتت بايد اى هوشيار * ز تدبير بد خويش را دور دار
مخور آب و امثال آن ناشتا * كه گردى به رنج و عنا مبتلا
مرو تا توان جز به راه صواب * مكن در ميان غذا ميل آب
كه در هضم نقصان پديد آيدت * ندامت بسى زان به ديد آيدت
وگر معدهى گرم باشد ترا * ميان غذا آب خوردن روا
مخور آب در پى چو خوردى طعام * كه گردد از آن معده را كار خام
چو خوردى غذا و زمانى گذشت * همى شايدت مايل آب گشت
به تشريف صحبت چو داد تو داد * نگار پرىپيكر حور زاد
مخور آب و يكدم صبورى نماى * بدانش ترا گر محيط است راى
كز اين شيوه حالات بد زايدت * مرضهاى بيحد و عَد آيدت
بحمام اگر دركشى آب سرد * كشاند ترا جانب رنج و درد
گرت هست گوش نصيحت شنو * به آب از پى ميوه مايل مشو
به پيش آيدت از مرض مشكلات * خورى آب چون در پى مسهلات
هامش
( 9 ) . خوردنى است به زبان تركى .
( 10 ) . پونه .