بود سيب سيرى ميآورد .
ديگر بشقاب يا دورى يا سينىاى نمك كوبيده كه بركت ميآورد و به تعداد افراد خانواده شمع گچى سفيد در آن مىافروختند و بزرگان طراز اول شمعهاى قدى بلند كه هريك به قامت آدمى ، به ضخامت كدوى سبز كلفت بود ، در شمعدانهاى چدنى و سنگى روشن ميكردند . ديگر كاسهى آبى كه در آن نارنج انداخته باشند . در استفاده از اسمش كه ( نا - رنج ) يعنى بدون رنج و اين برداشت كه تا سال آينده از هر رنج و بلا بدور خواهند ماند . ديگر دستهاى سنبلهى خشك گندم و بعد از آن آنچه در اين رديف كه نعمت و رزق و فراخى معيشت و سرور و خرمى را اثرگذار بوده قوت قلب بدهد بر آن افزوده و در آخر آئينه و جفت شمعدانى كه آئينه را به ديوار تكيه داده شمعدانها را جلووش روشن ميكردند و با تصاوير ائمه متبرك مينمودند آن را تكميل كرده بهترين البسه را پوشيده اطراف سفره نشسته منتظر تحويل سال و ورود ( عمو نوروز ) ميشدند .
آداب پاى سفرهء هفتسين
از اين لحظه ديگر تمام حواسها متوجه خيرطلبى و خوبخواهى و آيندهجوئى هرچه بهتر و از اين قبيل بود و دقت و رعايت و غدغن اكيد كه اخمها درهم نبوده ، اوقاتها تلخ نگرديده زبانها به سخنان كدورتآميز و فتنهانگيز و جرّ و بحث و مشاجره و مانند آن نگردد و چهرهها گشوده ، لبخندها بر لب و سخنان ، نشاطانگيز و اميدبخش و سعادتآور و امثال آن بوده باشد ، بعلاوهى دعاها و خواستههاى مناسب وقت كه از خدا چيزهاى پسنديده خواسته صحت و سلامت و سعادت و بخت و سرمايه و ثروت و راحتى و آسايش خيال و فراغت خاطر و اگر قرض و بيمارى و گرفتارى و مانند آن نيز بوده باشد درخواست رفع بيمارى و قرض و گرفتارى و مثل آن نمايند و زياد ذكر صلوات بر لب داشته باشند و دعاى سال تحويل را سواددار و بزرگتر خانواده خوانده ديگران با وى همزبانى نمايند ،