- زنها كه قاعده ميشدند بايد تا دو روز ( كاچى قيقناق ) « 29 » بخورند كه جاى خونهاى دفع شده را پربكند و در آن ايام دست و پا به آب سرد نبايد بزنند كه حيضشان بند ميآيد .
- ناخن دست و پا را با هم گرفتن شگون ندارد ، كه ناخن دستوپاى مردم را اينطور ميگيرند .
- به روى خنازير بايد سياهى ته ديگ ميراثى ماليد ، يا دست مرده به آن كشيد .
- ناخن سفت دليل خست است . آدم خسيس ناخنش سفت مىشود .
- اسفند جمعه آزاد است ، و بروايتى از شب جمعه آزاد است ، يعنى نبايد در آتش ريخت .
- اگر بچه ناخن دست راستش را نتواند بگيرد نان خودش را نميتواند دربياورد .
- زائو كه ميزائيد و زير دلش درد ميگرفت ميگفتند بچهدان عقب بچه ميگردد .
- مردهشوها كه كاروبارشان كساد ميشد شبها كفن ميدوختند .
- زن بچهشيرده كه هوا گرم بود و يا تازه از راه رسيده بود و عرق داشت ميگفتند اول يك آفتابه آب خنك ببرد طهارت بگيرد بعد پستان دهن بچهاش بگذارد .
- كسى كه سهشنبه ناخن بگيرد جلو آدم رودربايستى در تلنگش درميرود .
- با نشستن كلاغ به روى بام خانه قاصد ميآيد و با برخاستن شانهبسر از خانه حرف بيرون ميرود .
- اگر گاو و گوسفنددار آب داخل شير كند گاو و گوسفندش تلف مىشود .
هامش
( 29 ) . غذائى از آرد و روغن فراوان و شكر و گلاب و زعفران .