تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
- با اسباب عقد نبايد تنباكو و ذغال همراه كنند كه عروسى تلخ و سياه مىشود . - به كسى كه دست زير چانه زده نشسته است بايد گفت ( روزگار سرخر به دستش داده ) و الّا بدبخت مىشود . - خرده نانى كه به زمين افتاده باشد بايد برداشته بوسيد و خورد يا كنار ديوار گذاشت و گفت الحمد للّه و گرنه قحطى مىشود . - شب نمك از خانه نبايد بيرون داد كه خير و بركت بيرون ميرود . - بعد از غروب آب نبايد از خانه كسى برد كه فقير ميشوند . - ظرف نذرى را نشسته بايد پس داد تا صاحبش به اجر برسد . - هركس چه سالم و چه بيمار عطسه بزند تا سه روز زنده است . - آش رشته كه ميپختند از وقتى كه رشته‌اش را ميريختند تا وقتى ميكشيدند هركس را ميديدند ميگفتند در آش ما سوزن افتاده است ، براى آنكه رشته‌اش گلوله نشود . - اگر نوزاد با دندان بالا دنيا بيايد بدشگون است ، يا پدرش ميميرد يا مادرش و بايد او را از پشت‌بام پائين بيندازند . طريقه‌اش هم اين بود كه چادر شبى نگاه داشته بچه را توى آن ميانداختند . اما دندان پائين را خوش‌يمن ميدانستند اگرچه بيشتر آن را هم بد ميدانستند . - كوزه نو را اول بايد غسل ميت و ميته داد و آن وقت به كار برد . - موقع ادرار تنه خودشان را تكان داده ميگفتند : شاشم برو فردا بيا ، با آفتابه طلا بيا . - مرغ حق براى اين اينهمه حق‌حق مىكند كه يك گندم از مال صغير خورده است . - براى رفع نحوست پريدن چشم ميگفتند : به حق سورهء ياسين و تبارك ، پريدن چشم من باشد مبارك .