- با اسباب عقد نبايد تنباكو و ذغال همراه كنند كه عروسى تلخ و سياه مىشود .
- به كسى كه دست زير چانه زده نشسته است بايد گفت ( روزگار سرخر به دستش داده ) و الّا بدبخت مىشود .
- خرده نانى كه به زمين افتاده باشد بايد برداشته بوسيد و خورد يا كنار ديوار گذاشت و گفت الحمد للّه و گرنه قحطى مىشود .
- شب نمك از خانه نبايد بيرون داد كه خير و بركت بيرون ميرود .
- بعد از غروب آب نبايد از خانه كسى برد كه فقير ميشوند .
- ظرف نذرى را نشسته بايد پس داد تا صاحبش به اجر برسد .
- هركس چه سالم و چه بيمار عطسه بزند تا سه روز زنده است .
- آش رشته كه ميپختند از وقتى كه رشتهاش را ميريختند تا وقتى ميكشيدند هركس را ميديدند ميگفتند در آش ما سوزن افتاده است ، براى آنكه رشتهاش گلوله نشود .
- اگر نوزاد با دندان بالا دنيا بيايد بدشگون است ، يا پدرش ميميرد يا مادرش و بايد او را از پشتبام پائين بيندازند . طريقهاش هم اين بود كه چادر شبى نگاه داشته بچه را توى آن ميانداختند . اما دندان پائين را خوشيمن ميدانستند اگرچه بيشتر آن را هم بد ميدانستند .
- كوزه نو را اول بايد غسل ميت و ميته داد و آن وقت به كار برد .
- موقع ادرار تنه خودشان را تكان داده ميگفتند : شاشم برو فردا بيا ، با آفتابه طلا بيا .
- مرغ حق براى اين اينهمه حقحق مىكند كه يك گندم از مال صغير خورده است .
- براى رفع نحوست پريدن چشم ميگفتند : به حق سورهء ياسين و تبارك ، پريدن چشم من باشد مبارك .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٤٥