از بهر لب تشنهء طفلان بنات - از دايه ابر شير باران بفرست .
- هفت عدد جعل را تا باريدن زير طاس مس سفيد نكرده حبس ميكردند .
- دعاى نوزدهم صحيفهء سجاديه ميخواندند .
- بر چهار پاره كاغذ يازده اسم جلاله نوشته بر چهار درخت آويزان ميكردند .
- ميشها را از برهها و مرغها را از خروسها و اطفال را از مادران جدا كرده صداى ضجه و افغان راه ميانداختند .
براى جلب و احضار گريخته و قهر كرده
- اسم چهار ملك « جبرائيل - ميكائيل - اسرافيل - عزرائيل را بر چهار طرف كاغذ و اسم گمشده را در وسط نوشته جلو باد آويزان ميكردند .
- همين اسامى را نوشته با سير و سركه ميجوشانيدند .
- مادران اطفال را حلقهوار نشانيده ( السسون و بلسون ، به حق بار بستون - به حق شير پستون - فلان ابن فلان را برسون ) ميگفتند .
- سوره حمد را حرفحرف معكوس نوشته با سير و سركه و گلاب و نمك ميجوشاندند .
- در ميان كفشش نمك ريخته سوار هم ميكردند .
براى پيدا شدن دزد و مال
- آيه ( فاذا بلغت الحلقوم ) را بر نان نوشته بخورد اشخاص مظنون ميدادند هر كس كه نميتوانست فرو دهد گمان دزد به او ميبردند .
- براى بازگرداندن دزد حروف ابجد را بر دور دايره با نام دزد يا نيت او نوشته آن را با ميخ بر ديوار استوار ميكردند .
تخم قوچ سفيد را گرفته تا حدى كه حيوان نعره كند فشار ميدادند .