تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
از بهر لب تشنهء طفلان بنات - از دايه ابر شير باران بفرست . - هفت عدد جعل را تا باريدن زير طاس مس سفيد نكرده حبس ميكردند . - دعاى نوزدهم صحيفهء سجاديه ميخواندند . - بر چهار پاره كاغذ يازده اسم جلاله نوشته بر چهار درخت آويزان ميكردند . - ميش‌ها را از بره‌ها و مرغ‌ها را از خروسها و اطفال را از مادران جدا كرده صداى ضجه و افغان راه ميانداختند .

براى جلب و احضار گريخته و قهر كرده

- اسم چهار ملك « جبرائيل - ميكائيل - اسرافيل - عزرائيل را بر چهار طرف كاغذ و اسم گم‌شده را در وسط نوشته جلو باد آويزان ميكردند . - همين اسامى را نوشته با سير و سركه ميجوشانيدند . - مادران اطفال را حلقه‌وار نشانيده ( السسون و بلسون ، به حق بار بستون - به حق شير پستون - فلان ابن فلان را برسون ) ميگفتند . - سوره حمد را حرف‌حرف معكوس نوشته با سير و سركه و گلاب و نمك ميجوشاندند . - در ميان كفشش نمك ريخته سوار هم ميكردند .

براى پيدا شدن دزد و مال

- آيه ( فاذا بلغت الحلقوم ) را بر نان نوشته بخورد اشخاص مظنون ميدادند هر كس كه نميتوانست فرو دهد گمان دزد به او ميبردند . - براى بازگرداندن دزد حروف ابجد را بر دور دايره با نام دزد يا نيت او نوشته آن را با ميخ بر ديوار استوار ميكردند . تخم قوچ سفيد را گرفته تا حدى كه حيوان نعره كند فشار ميدادند .