غسل زيارت . غسل سلامتى . غسل كارگشا . غسل رفع دشمن . . .
براى خلاصى از زندان
- براى خلاصى از ورطه و زندان ذكر ( يا خالص و يا خلاص و يا مخلص ) ميگرفتند .
- ختم اممن يجيب المضطر ميگرفتند .
- اين آيه و كلمات را ورد خود ميساختند : بسم الله الرحمن الرحيم و افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد .
- الهى بحرمت آنمردى كه در غار است و دو پاى او در دهان مار است و رزق او معلوم است و بذكر خدا مشغول است ، چنگ زنم و دامن مصطفى گيرم تا حاجت من برآيد .
- اين حروف را به اين صورت نوشته براى دفن در آستانه زندان به زندانى ميدادند ج ح ج ج ح ج .
- يكصد و هشتاد و يك ( ق ) را با هريك يك مرتبه ( يا ملك و يا مهيمن ) خوانده نوشته پهلويش ميگذاشتند .
- دانه برنج يا خردهنانى كه هنگام خوردن در سوراخ منخرين جهيده و با تنحنح بيرون آمده را با آب دهان سائيده بر در زندان ميماليدند .
براى زبانبندى
- آيه : صّم بكم عمى فهم لا يتكلمون را بعد از نمازها ميخواندند .
- همين آيه را بر ميخ خوانده نيت كرده بر زمين ميكوبيدند .
- صورت كسى را كه ميخواستند بر كاغذ كشيده نام خود و مادرش را نوشته در دهان ماهى گذارده دوخته در آب نهاده يا همين صورت را در دهان مرغ موشگير نهاده دوخته سر ميدادند .