تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
- آيه بالا را بر كاغذ نوشته زير چيزى سنگين ميگذاشتند . - پاى چپ را بلند كرده مىگفتند ( سرت سبد زبانت نمد ، دهانت را بستم به حق قل هو الله احد ) و پا را به زمين كوفته با مخاطب روبرو ميگرديدند . - آيه ( ن و القلم و ما يسطرون ) را در ميان قفل گذارده بسته زير سنگ سنگين ميگذاشتند .

براى محبت و سفيدبختى

- گلاب سر عقد پسر عمو دختر عمو را به صورت ميزدند . - كلمهء مهمله ( حام ميم ) را بر ريك خوانده به محبوب ميزدند . - سه شمع از سه سقاخانه دزديده نيت كرده در سقاخانه ديگر روشن ميكردند . - مغز خر را ( هش‌هش خرم‌بش ) گفته ميخوراندند . - چهل و يك بار ( نادعلى ) را بر نبات خوانده بخورد مطلوب ميدادند . - سوره حمد را نوشته در موم گرفته با موى سر مطلوب در زير بغل ميآويختند . - همين سوره را نوشته بر دور ميخ گرفته شب زير بالش طرف ميگذاردند . - هفت مرتبه اذا زلزله را بر سياه‌دانه خوانده موقع نماز عشا در آتش ميريختند . - چهل و يك مرتبه سوره حمد را به نيت ميل طرف بر چهل و يك فلفل سياه خوانده فلفل‌ها را در شكم پياز سفيد گذارده در آتش ميانداختند . - گوشت را يك شب بر روى سينه بسته نيت محبت و بيقرارى نموده كباب كرده بخورد مطلوب ميدادند . - مردها گل سنجد را كوفته با آب پشت خود خمير كرده بخورد معشوقه ميدادند .