- آيه بالا را بر كاغذ نوشته زير چيزى سنگين ميگذاشتند .
- پاى چپ را بلند كرده مىگفتند ( سرت سبد زبانت نمد ، دهانت را بستم به حق قل هو الله احد ) و پا را به زمين كوفته با مخاطب روبرو ميگرديدند .
- آيه ( ن و القلم و ما يسطرون ) را در ميان قفل گذارده بسته زير سنگ سنگين ميگذاشتند .
براى محبت و سفيدبختى
- گلاب سر عقد پسر عمو دختر عمو را به صورت ميزدند .
- كلمهء مهمله ( حام ميم ) را بر ريك خوانده به محبوب ميزدند .
- سه شمع از سه سقاخانه دزديده نيت كرده در سقاخانه ديگر روشن ميكردند .
- مغز خر را ( هشهش خرمبش ) گفته ميخوراندند .
- چهل و يك بار ( نادعلى ) را بر نبات خوانده بخورد مطلوب ميدادند .
- سوره حمد را نوشته در موم گرفته با موى سر مطلوب در زير بغل ميآويختند .
- همين سوره را نوشته بر دور ميخ گرفته شب زير بالش طرف ميگذاردند .
- هفت مرتبه اذا زلزله را بر سياهدانه خوانده موقع نماز عشا در آتش ميريختند .
- چهل و يك مرتبه سوره حمد را به نيت ميل طرف بر چهل و يك فلفل سياه خوانده فلفلها را در شكم پياز سفيد گذارده در آتش ميانداختند .
- گوشت را يك شب بر روى سينه بسته نيت محبت و بيقرارى نموده كباب كرده بخورد مطلوب ميدادند .
- مردها گل سنجد را كوفته با آب پشت خود خمير كرده بخورد معشوقه ميدادند .