بجاى ايشان و ايجاد جنگ و محاربه بين قبايل و شيوع اراجيف و اخبار بىاساس و ترك تبعيت چندى از رعايا .
سال خوك دلالت داشت بر گرماى ناگهانى بهار و آفت سر درختى و فساد حبوب و اختلاف ميان خانوادهها و بىعفتى زنان و مردان و رغبت فراوان بر مباشرت و رسوائى بعضى از بزرگان و ظهور باطلاقها و ميل مردم به حرام و بدى حال عباد و طغيان فرزندان بر پدران و مادران و خوشى حال اهل فحشا و طرب و تيرگى هوا و كسوف تمام و مقدمهى جنگ و جدال و خونريزى . . .
ماههاى فارسى
اما در آخر همه تاريخ جلالى يعنى تقويم جلالى و ماههاى آن بود كه كمتر مردم با آن آشنائى داشته تا اواخر كه كموبيش به اين ترتيب در مدارس ابتدائى تدريس ميگرديد :
ز فروردين چو بگذشتى مه ارديبهشت آيد * بدان خرداد و تير آنگه كه مردادش همى آيد
پس از شهريور و مهر و ابان و آذر و دى دان * كه بر بهمن جز اسفندار و جز ماهى نيفزايد
و فروردين باستانى از روز اول حمل يعنى تحويل برج حوت به حمل يا اتمام ماه اسفند و ابتداى فروردين معلوم شده بود با تعداد مختلف روزهاى بروجش كه از روى نجوم اوليه تعيين گرديده ، مغاير با ايام ماههاى امروزه معلوم شده بود ، به اين قرار كه فروردين و ارديبهشت را سى و يك روز و خرداد را سى و دو روز و تير و مرداد را سى و يك روز و شهريور را سى و دو روز و مهر را بيست و نه روز و آبان و آذر و دى و بهمن را سى روز و اسفند را بيست و نه روز ميگرفتند الا هر چهار سال يك بار كه سال كبيسه به حساب آمده و آن نيز سى روز به حساب ميآمد و به همين حساب هم تعليم شاگردان ميكردند با اين شعر :