( گوسفند ) ، دان ئيل ( بوزينه ) ، تخاقوى ئيل ( مرغ ) ، ايت ئيل ( سگ ) ، تنكوز ئيل ( خوك ) :
موش و بَقَر « 9 » و پلنگ و خرگوش شمار * زين چارچو بگذرى نهنگ آيد و مار
وانگاه به اسب و گوسفند است حساب * حمدونه « 10 » و مرغ و سگ و خوك آخر كار
احكام سالها
به اين قاعده كه مثلا هرگاه گردش سال بر صورت موش قرار ميگرفت دلالت داشت بر بارانهاى سخت بهارى و ريزش بارانهاى بىموسم در سال و سرماى سخت در زمستان و حيله و تزوير و دزدى و خيانت در ميان مردم و زيادى جاسوسى و فتنهانگيزى و جنگ و محاربه ميان دول و تنگى معيشت و دشوارى زندگى و خوف و هراس و وحشت در ميان علما و ضعف جاى طبقات متوسط و قوت زورمندان و قحط و گرانى در بعضى بلاد ، الى آخر .
و چون سال بر روى گاو ميگرديد ، دلالت داشت بر فراوانى و ارزانى ارزاق و فراوانى آبهاى قنوات و وفور لبنيات و نيكى حال رعايا و دهداران و خوشى حال احمقان و زنان و اعتدال تابستان و برودت زمستان و مجادلات بين دول بزرگ و خوشى حال تجار و رعايا و آفت بر بعضى مزارع .
و چون سال پلنگ ميرسيد دليل بود بر غلبهى خشونت و خشم و غيظ ميان مردم و جنگ و آشوب و خونريزى و مخالفت رعايا با سلطان و فشار و ظلم سلطان بر رعايا و ناامنى و غارت و فساد و يغما و مصادرهى اموال بعضى صاحب دولتان و غلبه اقويا بر ضعفا و گرماى تابستان و خشكى زمستان و كمى دواب و قلت گوشت و روغن و اصناف آن و وحشت و فرار و مهاجرت سرحدنشينان و ضعف حال تجار و صنعتگران .
هامش
( 9 ) . گاو .
( 10 ) . بوزينه ، ميمون .