ميكردند . گدايان ميان روز تا غروب كه گرد كوچه و بازار و در خانهها راه افتاده ، در هرچند قدم يكى و دوتايشان خودنمائى ميكردند . گدايان بچه به بغل زن و مرد و گدايانى كه بچههاى كوچك و بزرگ همسايگان را كرايه كرده دنبال خود راه ميانداختند . گدايانى كه افليج و چلاق و ناقص العضوى را به كول گرفته جلو اين و آن مىايستادند . گدايانى كه جهت نشان دادن بىبرگى با البسهء پاره پوشيدن جلو و عقب خود را نمايان ميساختند . كورهائى كه دو تا و سه تا و هفت تا و ده تا دست به شانهء هم نهاده ( هفت تا عاجزى به يك پول ) كرده راه ميافتادند ؛ به غير از كور و كچلها و زخم زيلهاى چندشآور و دست و پا عمدى شكستگان و خود سوزاندهها و با تمرين شكم باد كردهها و دماغ خوره خوردهها و كله باد كردهها و جذامىهاى پنجه و انگشت خورد شدهى به حال استخوان پوسيده درآمده ، و غدههاى خربزه مانند از صورت و گردن و مانند آن آويخته شده و افليجهاى خود از ماتحت به زمين بكش ، و فلجهاى يك پا به طرف جلو و يك پا به عقب به زمين دراز كرده خود بكش و بىدست و پاهاى در جعبه نشانده در معرض گذاشته و اسهال مصنوعى گرفتهها كه جلو مردم از آنها ريخته راه ميرفتند .
باضافهء گدايان كهنه نفتى مشتعل در دهان داخل و خارج كن ، و آنهائى كه سنگهاى يكى دو منهى صاف كف رودخانه به سينه ميكوبيدند ، و آنها كه آجر را دودستى گرفته از پهنا به سينه ميكوبيدند ، و آنها كه با زنجير كتفها و شانههاى خود را غرق خون ميكردند ، و بچه گداهائى كه با نواى حزين در خانهها نوحه و مرثيه زينب و سكينه ميخواندند ، و گداهاى بر سكوهاى در خانهها و معجر آنها و قفل و شاه تختهء دكانها ريده خود پولى گرفته پاك ميكردند و دهها نوع از هردسته و طبقه كه اخاذى ميكردند ، در حالىكه اكثر اين گروه از سلامت كامل اندام و اعضا برخوردار بوده ، چهبسا كه بعضى خيلى هم قوىبنيهتر از افراد معمولى بشمار ميآمدند ، در اين شهادت كه هرآينه نيرومندترين افراد يكى دو از آن سنگ و آجرها را به سينه آن هم بر روى قلب كه
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤٥٢