يا شكر تغار را كه لعاب دهان سوسكى است و چيزى جامد و سفيدرنگ مىباشد شب در دهان گرفته ميخوابيدند .
جاى ضربات چوب و شلاق را اسفند و زردچوبهى سائيده با روغن كنجد ميماليدند .
جهت جلوگيرى از بول كودكان در فراش . به او سائيدهى سوختهى سم بز با عسل ميدادند .
سلسل البول ( ادرار بىاختيار ) را با خورانيدن نيم قاشق فضله خرگوش و شير و دادن دنبلان معالجه ميكردند .
پوست نازك گردو را سائيده جهت تقطير بول و شاشبند ميدادند .
براى جلوگيرى از احتلام تخم كاهو ميخوردند .
علاج سردرد از خسارت آن بود كه به اندازهء يك سكهى بزرگ ، كرباس آب نديده را بريده بر شقيقهها ببندند . يا سركهى انگور را جوشانده پارچهاى را در آن تر كرده بيندازند .
براى صداى گوش خرخاكى را با پوست انار و روغن گل سرخ جوشانده صاف كرده ميچكاندند .
براى درد چشم گوشت بىچربى را نازك بريده با حرارت كف دست گرم كرده بر چشم و پيشانى ميبستند و رنج و درد شديد آن را خون تازهى كبوتر بچه ميچكاندند .
ترك لب را لعاب كتيرا يا لعاب بهدانه ميماليدند و پوست نازك تخممرغ ميچسباندند .
براى استحكام دندان و لثه برگ عناب ميجويدند .
اگر زالو به حلق چسبيده بود غرغرهى آب تنباكو ميكردند .
براى خون بينى فتيلهاى را با سفيدهء تخممرغ آلوده ميگذاشتند يا غبار سائيده پوست تخممرغ يا غبار سائيده كندر ميدميدند يا آب خيساندهء اسفند ميچكاندند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٥٠