تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

نگهدارى حيوانات

نگه داشتن مرغ و جوجه و گوسفند و گربه و قنارى و سحره و بلبل و بدبده و امثال آن به همه‌كس نميآمد كه غالبا از نگه داشتنشان پرهيز ميكردند ، مگر براى آنها كه آمدشان آزموده شده بود . اما اگر گربه‌اى در خانه كسى بچه ميآورد آن را بفال نيك و وسعت معاش و فراخى رزق و خوبى كار و بار ميگرفتند و اگر نوزاد خود را از خانه‌اى به خانه آنها ميآورد نشانهء رزق بيگمان و خبر خوش و نيكى حال آينده و خير و سعادت ميدانستند .

احكام كفش

اگر كفش نوى كسى تنگ درميآمد اوقات تلخى فراهم ميگرديد . اگر كفش زن بود شوهر از او برميگشت و اگر گشاد بود نيز سبب بىرغبتى شوهر ميگرديد و اگر قالب و اندازه درآمده بود سفيدبختى و عزت و شيرينى زندگى و حاجت‌روائى و قبول قول همسر را ميرسانيد . همچنين اگر كفش به سرقت ميرفت بايد منتظر اتفاق ناگوار باشند و اگر به آتش ميسوخت موجب تنگى معاششان ميگرديد و اگر در آب ميافتاد و آب آن را با خود ميبرد مونسى از آنها كناره گرفته ، يا دور ميگرديد . ايضا رو به قبله گذاشتن كفش غائب سبب احضارش ميشد . نمك در كفش غايب ريختن و جلو و عقبشان گذاشتن وسيله‌ى دلشوره و زودتر آمدنش ميگرديد و سركه و خردل در كفش كسى ريختن و به خانه كسى روانه‌اش ساختن اسباب جنگ و منازعه آنها ميگرديد .

خرخاكى و سوسك سياه

ورود خرخاكى يا خر خدا موجب آمد كار ميگرديد مخصوصا ظهور آن در ساعت تحويل و داخل سفرهء هفت‌سين شدن كه آن سال را از بهترين و خوش‌آمدترين سالها معلوم مينمود و برعكس سوسك سياه و مخصوصا واژگونه ديدن آن پشت به پشت بستن و در خانهء عدو ، يا هوو پنهان كردنشان را سبب آشوب و انقلاب و جدائى و طلاق ميدانستند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 245 | جعفر شهرى باف