شده ، يا در آن روز ترك بكند .
ديدن تارك الصلاة
بدتر از همه ديدن روى بىنماز و تارك الصلاة بود كه شوم ميآمد تا اين حد كه ميگفتند اگر كاسبى اول صبح چشمش به بىنماز بخورد در كسب و كار و رزق و روزى به رويش بسته مىشود و اگر به طلب حاجت برود نااميد باز خواهد گشت و غم و تشويش و پريشانى و تنگى و ضرر و بىآبروئى و يأس خواهد ديد و تا آنجا كه ميگفتند اگر چشم مسافر به بىنماز بخورد بيم آن باشد كه روى وطن نتواند ديد .
بانگ گريهء جغد بروايتى ديگر
بانگ جغد در هر صورت ناخوشايند بود همچنانكه نگه داشتن آن را ناخوشايند ميدانستند و معتقد بودند كه صداى اين حيوان موجب آوارگى اهل خانه و تفرقه و تشتت و پريشانحالى و وجود خود او سبب پريشانى و درماندگى و فقر و ضعف و ذلت و زبونى مىباشد .
بانگ مرغ حق
اين مرغ نيز صدايش موجب نفرت و دل تكان خوردن و تطيّر و بدفالى ميآمد كه اگر قبل از نيمهشب بانگ كرده بود بيمارى و رنج و بدحالى و بلاى ناگهانى و آفات و آهات ميآورد و اگر بعد از نيمهشب بصدا درآمده بود مرگ و تلف و فوت فجئه و خراب شدن خانه و آوار و خفگى و مثل آن را خبر ميآورد .
پيچك
گلهاى پيچك مانند پيچ امين دولهاى و پيچ سالارى و گل شيپورى ( نيلوفر ) كه به چيزى پيچيده بالا ميرفت سبب پيچيدگى كار و بستگى و تنگى و سستى و مانع پيشرفت و موجب زوال ميآمد و گل ميمون نيز آمد و نيامد داشت كه بقولى اسباب شهرت و حسن اعتقاد و بقولى سبب افترا و بدنامى و امثال آن ميگرديد ، از آن جهت كه گل ميمون داراى دهان و زبان بوده و ناگزير زبان و دهان نيز