تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
خالى از اثرات اين دو وجه نميباشند .

سبزى و سركه و جوجه‌كشى

سبز كردن سبزى عيد و انداختن سركه براى بعضى آمد و براى بعضى نيامد داشت كه اگر آمده بود عاملش را به بهترين زندگىها ميرسانيد و اگر نيامده بود و نميآمد اسباب اختلاف و انقلاب و بهم‌خوردگى زندگى و از دست رفتن آسايش و سعادت و رزق و روزى و مونس و بخت و همدم ميگرديد . و همين‌گونه بود مرغ خوابانيدن و تخم زير مرغ نهادن و جوجه كشيدن كه مشابه همين حالات را به پيش ميآورد .

صدا كردن آب

اگر آب هنگام پاشيدن يا خالى كردن از ظرف صدا مينمود ميگفتند آب سلام ميدهد و اين سلام را از آن جهت نام گذارده بودند كه بفال نيك گرفته باشند چه اگر روز بود احيانا سلامتى و مهمان و غايب و مثل آن ميدانستند و اگر شب سلام داده بود غم و حسرت و رنج و گرفتارى ميآورد .

همچنين سوار شدن كفش

اگر كفش بر روى هم مينشست آن را دليل سفر نزديك صاحب كفش ميدانستند و رو بهر سمت نيز سوار شده بود سفر را رو به آن جهت ميگفتند .

رديف شدن استكان

قطار شدن استكان را دليل ورود اتفاقى كسى ميدانستند و با گفتن ميآيد نميآيد به هركدام ، اگر به ميآيد ختم شده بود آمده ، اگر به نميآيد تمام شده بود ، با تأخير ميآمد يا نميآيد . همچنين ديدن تفالهء شناور چاى در استكان كه آن را نيز دليل ورود مهمان شناخته و از كوچكى و بزرگى و كوتاهى و بلندى و كلفتى و نازكى آن خرد و كلانى و كوتاه بلندى او را تعيين ميكردند .

جاروب و خاك‌انداز و كفش

اگر جارو كنار اطاق مىايستاد دليل بر جنگ و نزاع و آشوب و كتك‌كارى بود
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 243 | جعفر شهرى باف