تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦

قيچى

قيچى باز در خانه اسباب منازعه گشته بدست هم دادن آن موجب مرافعه و افتادن آن از بلندى باعث تهمت و گم شدن آن خوبى ميآورد ، و نخ هفت رنگ را با آن بريدن و به نيت كسى به باد دادن سبب آوارگى او ميگرديد .

ناخن

گرفتن ناخن و پراكندگى آن سبب پراكندگى و ناخن دست و پا را با هم گرفتن موجب غم و در شب ناخن گرفتن را باعث دلتنگى ميدانستند و بهترين قاعده آن بود كه ناخن را گرفته در پاشنه‌ى در خانه دفن بكنند ، همراه اين كلمات كه به زبان بياورند . غم برو شادى بيا ، محنت برو روزى بيا . و فايده آن اين بود كه اولا وسعت و فراخى معاش ميآورد و ديگر در هنگام خروج ( دجال ) « 3 » كه از هر موى خرش صداى سازى برخاسته مردم را به طرف خود ميكشيد ناخنها ديوار و پنجره و ميله‌هاى آهن گرديده جلوى در را تجير كشيده مانع خروج اهل خانه و صاحب ناخن براى رفتن به طرف دجال ميشدند .

قليان

قليان را هركس بهركس تعارف مىكند بايد دودش را بيرون بياورد و گرنه كشنده‌ى بعد رنگش زرد مىشود . همچنين اگر كسى را با چوب قليان بزنند زرد و لاغر مىشود . اگر ميلاب قليان موقع كشيدن در كوزه بيفتد كشنده پول گيرش ميآيد . به شرطى كه سر ميلاب را بوسيده سر جايش بگذارد . از شرايط قليان بود كه بايد اشكان و آب‌چكان چاق شده بياورند و قليان خشك نشانهء ناكارآمدى و بىسليقگى آورنده محسوب ميگرديد و اگر ميانه قليان از كار درآمده ميتركيد دليل
هامش
( 3 ) . در پيش‌گوئىهاست كه دجال مردى است نقطه مقابل حضرت صاحب كه چون ايشان ظهور كرده مردم را به كيش قرآن ميخواند او نيز بر خر خود كه از هر مويش صداى طربى برميخيزد سوار شده مردم را به خويش مشغول و به ضد حضرت دعوت مينمايد .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 246 | جعفر شهرى باف