تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨

ريختن روغن بر جامه

با قاعده‌ى مذكور : بشارت ، سفر ، رفعت ، راحت ، فايده ، نامه ، و يا خوف ، زيان ، اندوه در انتظارش بود .

شكستن چيزى به ناگهان

طعام برايش ميرسيد . چيزى را تحويل ميگرفت . به عزت ميرسيد . بشارت ميشنيد . فرح و خوشحالى ميديد . يا ضرر بهم مىرساند . حيله در كارش ميكردند . در خوف و هراس مىافتاد .

پيش آمدن بهائم بناگاه

غايب ميرسيد . بشارت ميآمد . يا مضرت و خبر ناخوش‌آيند و غم و مثل آن ميآمد .

زوزهء سگ

به ندرت شادى و كلا : خصومت ، خبر بد ، فساد ، ترس ، مضرت ، تفكر ، تحويل ، محذور ميرسيد .

ريختن آب به ناگاه

جابجا شدن ، شادى ، هديه ، مال ، خبر ، يا غم و انديشه و مشكل ميرسيد .

افتادن قلم از دست

در وجه سعادت بروج : شادى ، نفع ، منصب ، خبر خوش ، نامه‌ى مبشّر و در صورت نحوست از منصب افتادن ، تهمت ، ظاهر شدن خيانت وى محسوب ميگرديد .

صداى رعد و برق

اندك فايده و منفعت و اكثرا خبر از تشويش ، خوف ، خبر نامساعد ، حركت غيردلخواه و پريشانى ميداد .

افتادن كفش بر روى هم

اول راحت ، مراد ، دوست ، رسيدن غايب ، سفر خوش ، رفعت و دوست ، زن به زير آوردن . و در دوم مرض و بيمارى بود .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 238 | جعفر شهرى باف