عروسى با دختر شاه پريان !
پيرمردى از شاهزادگان قاجار به اسم حاج احمد ميرزا يكى از رانهايش دچار احتلاج شده كه به فكر اثر اولش كه بند و زندان را حكايت داشته سخت پريشانخاطر مىشود و براى معلوم كردنش از دلالت دوم كه عقد و نكاح با دخترى از بزرگان بوده به رندى به اسم ميرزا اسماعيل مراجعه مىكند .
ميرزا اسماعيل كه بلاهت شاهزاده را سابقه داشته با پيچاندن مطلب به اين نتيجه ميرسد كه حالت دوم را منتظر بشود كه شرايط جهيدن ران به آنگونه كه براى شاهزاده روى داده نه تنها حكمش رفع نحوست مىباشد ، بلكه چنان در اوج سعادت است كه وصلتش هم جداى از همهء وصلتهاى ميان آدميان بوده و باشد با دخترى از جنيان يا با دختر شاه پريان وصلت مينمايد كه بايد خود را آماده بكند !
شاهزاده كه حرف دختر شاه پريان ميشنود ، با سابقهء ذهنىاى كه از دختر شاه پريان و عاشق شدنهايش كه خاطرخواه هركه بشود آرزوئى در دلش باقى نميگذارد داشته و طرف هم روغن داغش را زياد مىكند « 1 » چنان يقينش مىشود كه به سئوال راه وصال برميآيد و جوابش هم اين مىشود كه لازم به تمهيد مقدمات مىباشد .
مقدماتى شامل چلهنشستن و جلب علاقهى به حد افراط و اين تحريك ذوق كه خوشبختانه زيادتر به پيرهاى از كار افتاده خاطرخواه مىشود تا خودش او را به ميل خود جوان بكند و از بخت مساعدش كه تمام قواعد چلهنشستن و نسخات جلب علاقهء وى هم در اختيار او مىباشد و عجالتا جهت شروع پيشقسط قابل توجهى از او دريافت مىكند .
پيشقسطى كه به هر هفته و ماه پسقسطهايش را از مواد مفصل خوراكى
هامش
( 1 ) . تأييد و تقويت حرف يا نظر كردن . تعريف به مبالغه و تشويق و ترغيب به اقدام نمودن .