شكار كردن
ور سرت هست تا شكار كنى * گوش كن ساعت اختيار كنى
در كمان « 34 » جوى جاى سعد منير * يا يكى خانه از دو خانهى تير « 35 »
اختياراتى كه بدون كسب تكليف از آن دست به هيچ كار نزده ، در آن حد اعتقاد كه اگر بيمار رو به موت داشته تقويم اجازه نداده بود بايد دست نگه ميداشتند ، اگرچه فنا شده بود و تمام امور كه مثلا اگر تقويم رفتن به حمام را اجازه نداده بود بايد بجاى غسل و وضو تيمم بكنند و هر خانه را در صورت سواددار داشتن بايد تقويم داشته باشند و در نداشتن تقويم و سواددار كه بايد به مطلع و دارندهى آن رجوع بكنند . چنانچه از جمله امور مربوط به پيشنماز و آخوند هر محل يكى هم اين بود كه اطلاع از تقويم و خوب و بد و شايد نشايد آن داشته باشد و در هر تمام شدن نماز در مسجد كه بايد چندى جواب خوب و بد ساعت اسبابكشى ، يا به حكيم « 36 » رفتن و دوا خوردن و خون گرفتن و مسهل خوردن و قى و تنقيه كردن نكردن بدهد ، و چه زياد كه براى كارى كه دفعتا اتفاق افتاده بايد صبح اقدام بكنند نصفه شب هم اگر در خانهاش را براى سئوال بزنند بايد آمده جواب بدهد . كه البته اين سواى از استخارههاى در راه و بيراه و مسجد و خانه بود كه بايد پاسخگو شده خير و شرش را نيز كه تا چه اندازه خوب يا بد مىباشد معلوم بكند .
تعبير خواب
تعبير خواب نيز يكى ديگر از اختيارات بود كه توسط معركهگيرها با زبان شعر و مبادلهء سئوال و جواب ميان معركهگير يعنى ( مرشد ) و شاگردش ( بچهمرشد ) انجام ميگرفت به اين ترتيب كه مرشد در طرفى و بچهمرشد مقابل او در سمت
هامش
( 34 ) . قوس .
( 35 ) . عطارد .
( 36 ) . طبيب .