ديگر قرار گرفته ، مرشد با مصرعهاى اول سئوال كرده بچه مرشد كه معمولا هم از پسربچههاى بر و رودار ميان سنين چهارده پانزده تا هفده هيجده ساله بود جواب داده مردم را مشغول مينمود :
مرشد : آى بچه مرشد !
بچه مرشد : بله مرشد .
مرشد : حالا اگر چند خواب ازت بپرسم ميتونى جواب بدى ؟
بچه مرشد : البته كه ميتونم .
مرشد : بسيار خوب حالا بگو ببينم ، اگر كسى پيغمبر در خواب ببيند چه تعبير دارد ؟ و بچه مرشد با آواز خوش و لحن شكرين خود جواب داده ميگفت :
اگر پيغمبرى در خواب ديدى * بكام هردو دنيايت رسيدى
- بارك اللّه ، آفرين ، حالا بگو ببينم اگر كسى در خواب ديد كه قرآن ميخواند چه تعبير دارد ؟ و باز بچه مرشد جواب ميداد :
اگر قرآن بدستت بود و خواندى * درخت خير و امّيدت نشاندى . . .
كه در هر پاسخ بچه مرشد ، معركهگير آفرين بارك الّلهى گفته چيز ديگر ميپرسيد كه سئوال و جواب يك معركه تا هنگام پول گرفتن كه به قول خودشان خوبترهايش را بعد از دوران زدن ( پول گرفتن ) ميپرسد به اينگونه بود :
اگر جنگ و نزاعت با كسى بود ؟ * - ز دشمن بايدت بگريختن زود
اگر ماش و نخود آمد به خوابت ؟ * - بُوَد تعبير آن رنج و عذابت
به خواب ار روغن و بادام ديدى ؟ * - به ميراث فراوانى رسيدى
شراب و ميگسارى را چه حال است ؟ * - بدان تعبير آن رزق حلال است
اگر رخت سفيد و سبز بودت ؟ * - بدان تا حرمت و عزّت فزودت
اگر بودت قباى سرخ گلگون ؟ * - تصدق كن كه باشد كشتن و خون
اگر بينى كه عريانى سروپا ؟ * - بود تعبير آن راحت ز غمها
بخواب ار كفش و نعلينت به پا شد ؟ * - نصيبت همسرى حورى لقا شد