بسا مسائل ميكرده ، در آن حد عجيبه كه اهرام ثلاثه و عجايب هفتگانه كه نه ميتوان منكرشان گرديد و نه ميتوان سازندهى ثانيشان يافت و بسان آثار عهد عتيق و فسيلها و زيرخاكىهاى قرون نامعلوم و دواوين و انديشههاى گذشتگان به بايگانى ادوارشان سپرد ، و ذكرش هم در اين كتاب اول بخاطر اثبات وجود و ديگر تا جلوگير رنج بيهودهى عاشقان آن و پيشگير دام دامگستران بشود .
اما هرچه بود چنان مرغوبيتى اين كار داشت كه نه خود رمال ، بلكه زن و فرزندانش مورد احترام و عنايت مردم قرار ميگرفتند ، كه باشد چون كارشان گير كرده مشكلى در امورشان واقع شود نزد رمال از ايشان وساطت نموده تا به نظر بهتر به ايشان نگاه بكند و از آنكه هنوز ، كموبيش و كنار صاحب علمانى از آن پيدا ميشدند بزرگان نيز هريك براى خود رمالى داشتند و رمال اين دسته را كه رمالباشى ميگفتند و در اين زمينه داستانهاى زير :
بهره و بازيافتىاى از اين بهتر نميشود !
وقتى مشكلى براى يكى از شاهزادگان قاجار پيشآمده برايش رمال مىبرند و مطالبش رفع مشكل او نموده علاوه بر انعام مناسبى كه به او اعطا مىكند ميگويد قابل عنايت بيشتر مىباشد و اين خبر به گوش رندى ميرسد .
رند كه از ثروت قابل توجه رمال باخبر بوده خدعهاى به نظرش ميرسد و روزى به نزدش رفته اطاق خلوتى ميطلبد و با در و دربندان آن و به گونهاى
هامش
- عرض و طول و عمق آن معلوم مينمود . كه البته قبل از همه لازم بود تا ارزش و نوع مدفونه و موفقيت و عدم موفقيت در اقدام به آن ملاحظه بشود كه مستلزم زحمات و محاسبات و ملاحظات دقيقه بوده ، به همين خاطر هم بود كه شيادانى ميتوانستند از اسم و عمل صاحب نام و هنرى استفاده نموده ، با جا زدن خود به اسم عالم آن گنجنامهداران و گمانداران به گنج و مال و زر و مثل آن را كه به درست ، يا به غلط بدست و گمانشان رسيده بود فريفته براى تا مدتهاى مديد معطل و سر و كيسه بكنند .