نجارهاى دوره ؛ كه توبرهاى از مقدارى تكه تخته و تيشه و اره و رنده و ميخ به دوش افكنده اينطور داد ميزدند : آى كار نجارى داريم . . . آى در ، تخته ، كلون « 113 » ، پاشنه روون ميكنيم .
رمالها و فالبينها و حسابگرهاى دورهگرد كه با صداى در گلو فشرده اينطور شناخته ميشدند : آى فالبين ، طالعبين ، حسابگر ، كفبين ، كتاببين ، رمل و اصطرلاب ميبينيم . كه اندكى خاموش شده دو مرتبه شروع ميكردند .
هامش
( 113 ) . تمليك يا پشتبند در حياط . تكه چوب ضخيم چهارگوشى به اندازه نيم ذرع كه بطور كشوى در پشت در جاسازى ميكردند .