تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
بقيه جزء علوم غريبه و هريك شقّى از شقوق رياضى محسوب كه مگر با رياضت و عبادت و طهارت جسم و روان بتوان به آن دست يافت و همراه داشتن سهم الغيب ، يعنى عنايت و بخشش لايزال ، بسان حسن‌خلق و صوت خوش و روى خوب و بسى استعدادات فوق تصور كه مگر لطف خداوندگار دليل راه حصولشان باشد . رياضتى در جهت هريكشان كه نه به روزوشب و ماه و سالى بتوان از آن به نتيجه رسيد و بلكه براى هريكشان كه به تناسب اهميت و اعتبار لازم شود عمرها بر سرشان نهاد و تاريخ ظهور و اولينشان را كه علم رمل يعنى علم ريگ معلوم و آورده‌اند ، از طرف جبرئيل در جهت كشف ضماير به آدم ابو البشر آموخته شده ، معجز چند نبى و مرسل قرار ميگيرد و در خوارق عادات ، يعنى جادوگرى كه از طرف دو ملك مقرب به نام هاروت و ماروت به زنى فراياد داده شده است ! تاريخ و قرائنى كه بايد خوانده گذشت و صحت و سقمشان به تاريخ‌نويسان اينچنينى و خيال‌پردازان احاله نمود !

ماجراى هاروت و ماروت

هاروت و ماروت نام دو ملكى است كه به خداوند در جهت فتبارك اللّه احسن الخالقين كه آدميان را با آن خوانده بوده از آدميان شكايت مىبرند كه با همه نعمى كه به آنها داده شده است و نافرمانى ميكنند چگونه مىتوانند از بهترين مخلوق تو باشند و مدعى ميشوند كه اگر ما بجاى ايشان بوديم هرگز مرتكب خطا نميگشتيم و درخواست ميكنند خداوند آزمايششان نمايد . پس با شرايطى كه براى آدميان از شكم و شهوت و غضب وجود داشته ، همراه اين سه ممنوعيت و سفارش كه شراب ننوشند و زنا نكنند و مرتكب قتل نشوند به زمين فرستاده ميشوند . هبوطشان بر بام قصر زنى خوب چهره واقع مىشود كه كنار جوانى نيك‌منظر برايش سفره‌اى بس رنگين گسترده شده بوده است و ايشان كه داراى خواهش طعام شده بوده از زن درخواست غذا مينمايند و زن اذن غذا خوردنشان را منوط به