كاسههاى همدانى داريم . . . كاسه بشقابيه . كه اينها نيز مانند حلوا ماماجيم جيمىها كاسه بشقاب را با رخت و لباس عوض كرده ، زيادتر از فروش نقدى راه دستشان بود كه امتعهى خود را مبادله بكنند .
قفل و كليدىها ؛ كه چرخ سنبادهى ركابدارى كه چهارپايهاش را بر روى زمين گذارده پا در ركاب آن كرده گردونهاش را به حركت درآورده با آن چاقو و قيچى و مانند آن تيز ميكردند . چهارپايهاش را كه به شانه گرفته خورجين بشانهى ديگر افكنده ، حكمه « 108 » اى از ابزار به پهلوى راست آويخته و حضور و وجود خود را اينطور اعلام ميكردند : آى كليد قلف ( قفل ) . . . كليد صندوق . . .
كليد مجرى داريم . . . آى كليد يخدون « 109 » ، كليد اشكاف « 110 » ، كليد مجرى « 111 » داريم . آى قيچى ، چاقو ، كارد ، گزليك تيز ميكنيم .
ديگر ؛ باغچه بيلزنها كه كارهاى ديگر خانهها را هم قبول كرده و اينطور داد ميزدند : آى باغچه بيل مىزنيم ، مو هرس ميكنيم ، فرش ميتكونيم ، ذغال سرند ميكنيم . آى باغچه بيلييه . . . آى آب حوض ميكشيم ، آب انبار خالى ميكنيم ، خاكه گولله « 112 » ميكنيم . آى باغچه بيلييه .
هامش
( 108 ) . جيب مانندى بزرگ از چرم كه كمربند از تسمههاى پشتى آن گذرانده از پهلو ميآويختند .
( 109 ) . صندوق چوبى .
( 110 ) . دولابچهاى كه زير طاقچهها تعبيه ميكردند و نوع قفسهمانندى كه درگاهى اطاق را در گذاشته ، در طاقچهبندىهايش ظروف ميچيدند .
( 111 ) . جعبه كوچك مستطيل كمعمق براى لوازم بزك و مثل آن .
( 112 ) . منظور گلوله كردن خاكه ذغال براى منقل كرسى زمستان .