ديگر * خونهى شوور - بچه ببغل .
و گره چهارم تا آخر همه كه حوائجى را نيت كرده نگفتنىهايشان را آهسته و گفتنىهايشان را بلندبلند ميگفتند .
زنها نيز مطابق سن و سال و گرفتارى خود سرهم كردههائى داشتند كه از هم دريافت ميكردند ، مثلا اگر زنى هوو داشت ميگفت :
سيزدهبدر - سال ديگر * مردم به بر - هووم دربدر .
و ديگرى كه ميگفت : سيزدهبدر - سال ديگر - كنار شوور - همراه پسر - پهلوى دختر - دردم دوا - كامم روا - هووم طلاق - دستش چلاق و از اين قبيل ، و يا مالم فراوون - كارم بسامون - خصمم پريشون - سالم به دلخواه - بختم بهمراه .
و اين كلمات :
كى اومده كى رفته ؟ * كى اين خبر رو گفته
خضر نبى رسيده * باد صبا دميده
مژده كه خوب تيارم * اسب مراد سوارم
رفيق بخت و يارم .
و در آخر
اى سبزه به حق شاه مردان * حاجات دلم بكام گردان .
كه حتما بايد سبزهها را همراه نيت گره بزنند ، و همين نيت و گره زدن بود كه دلهره و تشويش با خود داشت مبادا پاره بشوند كه در صورت پاره شدن حاجتشان روا نميگرديد .
جادو جنبلهاى روز سيزده
بعد از سبزه گره بزنها جادو جنبل كنها بودند كه اين روز را بخاطر سيزده بودنش براى سياه كردن و تفكيك و تفرقه از بهترين ميدانستند ، در مقدماتى كه بجا آورده در اين روز به پايان ميبردند ، مانند قليانى را كه شش روز بدون عوض كردن آب كوزهى آن كشيده روز هفتمش كه كار را تكميل مينمود براى امروز ميگذاشتند ، كه از هنگام ورود تا موقع رفتن در هر چاق كردن و كشيدن نيت