تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
بگذارند ، بايد قبل از طلوع آفتاب روانهء بيرون دروازه نمايند . همچنين از احتياطهاى لازم براى دوستان و خويشان بود كه روز سيزده ، مخصوصا قبل از ظهر آن پا به خانهء كسى نگذارند كه با سردى و بىمحلى در حد بىحرمتى صاحبخانه روبرو شده ، چه سيزده و نحوست خود و آن را برايشان آورده بود . به هر صورت در اين روز بيابانهاى اطراف شهر مملو از جمعيت بود كه كنار هر نهر و جوى و پناه و سايهء هر پناهگاه و درخت بساط خورد و خوراك سيزده‌بدر گسترده ، هر دسته به نوعى خوشگذرانى و بزن و بكوب ميكردند و كنارشان جوانان و نوجوانان كه به بازى و جست‌وخيز و طناب‌بازى و گرگم به هوا و ديگر تفريحات مشغول و زنان بىشوهر و دختران كه به گره زدن سبزه ميپرداختند . كارى از واجبات زنان جوان و دختران دم بخت كه با آن حاجاتشان روا و سرنوشت آتيشان معلوم ميگرديد .

سبزه گره زدن

چنانچه اشاره شد گره زدن سبزه در روز سيزدهء عيد از جمله رسومى بود كه تقريبا تمام زنان و دختران مخصوصا رسيده‌ها و دم بخت‌ها و به خانه مانده‌ها را در بر ميگرفت با اين عقيده كه چنانچه در اين روز دو ساقهء سبزه را بهم هفت گره زده نيت بكنند هر حاجتى داشته باشند روا خواهد گرديد و از اين‌رو در اولين فرصت خود را به ميان سبزه‌ها انداخته ساقه‌هاى آنها را در دست گرفته با اين جملات و اشعار شروع به نيت كردن و گره زدن نموده حاجت‌خواهى ميكردند و آنچه كه از واجبات همه بود اين‌كه بگويند :
سبزى تو از من * زردى من از تو
. گره دوم براى دخترهاى پرعجله‌ى پراشتها اين بود كه ميگفتند :
سبزه و سبزه‌بختى * يه شوور دس بنقدى .
گره سوم براى تمام دخترها اين اشعار بود كه ميخواندند :
سيزده‌بدر - سال
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 139 | جعفر شهرى باف