مزاج نموده آن را به سردى و رطوبت تبديل بكند و اگر برعكس آن و سرديش ميكرد با خرما و مويز و توت و كشمش پاى آنكه از شب چهارشنبهسورى نگهدارى شده يكى از ظروف خوراكىهاى سفره را تشكيل داده بود آن را تغيير بدهد . پس اگر داراى مزاج حار و گرم بود كه هيچ خوردنى و داروئى چارهاش ننموده بود كافى بود كه دو سه قلپ شير يا سركه يا چند قاشق ماست هفتسين بخورد و اگر سردى طبع دارد و رطوبت عاجزش ساخته بود ، با انجير و خرما آن را علاج بكند . اگر يبوست و خشكى كبد به عذابش آورده بود از آب كاسهى ماهى چند جرعه بياشامد و اگر شكم روش و هيضه و اسهال و مثل آن ناراحتش ميساخت سنجد آن را خورده از سماق و برنج آن كفلمه بكند و به همين حساب بود خاصيت سير آنكه در غذا كرده يا كوبيدهى آن را علاج پادرد و استخواندرد و دستدرد نمايند و سمنوى آن را كه براى فربه شدن با نيت چاقى و بادام پوستدار داخلش را براى بركت جيب يا كيسه پول به كار ببرند و نمك و برنج و آرد آن را كه جهت بركت داخل كيسهى آرد و برنج نموده از آن در آرد و برنج تا آخر سال كيسه به كيسه بكند . نبات آن را جهت تحبيب قلوب بخورانند و به فتيله سوختهى شمع شمعدانها يا سوخته و ذغال فتيله چراغها را كه براى جلوهى بزك داخل سرمهدان و وسمهء وسمهجوش بكنند و از لاى قرآن آنكه در ميان اوراقش سكه براى دشت اول سال گذاشته بودند دست لاف نموده و ته كيسه « 50 » دوخته مايه كيسه بكنند . بعد از اينها خوب و بد و نيز زشت و زيبائى كه در اولين دقايق بعد از سال تحويل پيشآمده چگونگى احوال سال آينده را با آن پيشبينى نمايند .
به اين صورت كه اگر دلتنگى و كدورتى حاصل شده بود دليل بود كه آخر
هامش
( 50 ) . منظور كيسهء پول . كيسهاى بجاى كيف براى ريختن پول مضروب كه هر مردى يكى از آنها بايد در جيبش بود و بايد باشد . كيسههائى كوچك كه كشيدن دو بند طرفين درش بهم ميآمد ، از مخمل و ترمهى ساده و سوزنزنى كرده و يراقدوزى شده . از آنكه اسكناس رواج عام نگرديده براى سكه يا بايد از جيب يا از چنان كيسهها استفاده بكنند .