به اين مضمون : يا مقلب القلوب و الابصار - يا مدبّر الليل و النهار - يا محول الحول و الاحوال - حوّل حالنا الى احسن الحال ( اى كسى كه ميتوانى قلبها را تغيير داده از خوب به بد و از بد به خوب بكشانى ، و اى تدبيركنندهى كار عالميان كه تدبير روزوشب به دست توست و اى تحويل دهنده و حالى بحالى كنندهى احوال آدميان ، حال ما را هم به بهترين احوال تحويل فرما . ) تا سال تحويل شده توپ سال نو به صدا درآمده بزرگترها به كوچكترها كه چشم به كاسه آب تخممرغدار و نارنج ميان كاسه داشته تحويل سال را تأييد كرده ، حركت تصادفى آنها را كه بوسيله وزش باد و باز و بسته شدن در و شبيه آنى بوجود آمده يا نيامده تلقين نمايند و بلافاصله به ماچ و بوسه كردن هم كه گوئى هريك در سفرى دور بوده ناگهان بهم رسيدهاند نموده سال قديم را به سال جديد تبديل بكنند .
قصّهها و افسانههاى نوروز
از قصهها و افسانههاى نوروز كه در اين اوقات بزرگترها براى كوچكترها نقل ميكردند اول همان بود كه مختصرا اشاره شد ، سال كهنه بوسيلهء منتقل شدن دنيا از شاخى به شاخ ديگر گاو كنار ميرود و اينچنان بود كه زير دنيا يعنى زمين را دريائى بزرگ فراگرفته كه سرتاسر جهان را پوشانيده است و در وسط اين دريا ماهى بزرگى است كه گاوى از آن بزرگتر بر پشت او قرار گرفته است و دنيا بر روى يكى از شاخهاى او مستقر گرديده كه سالى يك بار براى رفع خستگى آن را از شاخى به شاخى منتقل مينمايد و نشانهى آن هم همين مىباشد كه در آن لحظه هرچه از جاى خود به حركت درميآيد ، چنانچه تخممرغ و نارنج داخل كاسهء آب به حركت درآمد « اگرچه هيچ حركت و جنبشى از آنها مشاهده نشده بود » و واى به حال فضولى « كه معمولا اين سئوالات را بچهها ميكردند » بود كه دربارهى خود دريا سئوال بكند كه آب خود آن بر روى چه چيز مىباشد تا با يك تشرى كه