شيراز بازميگشتند ؛
در نمونهى زائران امام هشتم ( ع ) كه در بازگشت « مشهدى » خطاب شده ، با مشتقاتى به مناسبت سن از « مشدى » و « داشمشدى » كه به حرمت نام ، همراه چشم و دل و دست پاكى و بزرگوارى و لوطى صفتى و دست به جيبى و آقامنشى و كار راهاندازى و مشكلگشائى و پادرميانى در اختلافات ميگشتند ، با احوالى مانند پيشگامى در هر كار خير ، امثال ترتيب مجالس و دستههاى عزاى ايام محرم و هرچه مثل آن . جمعآورى اعانه براى حاجتمندان . توسط در بر طرف كردن اختلافات و منازعات . گرو گذاشتن ريش و غيرت و اسم براى آشتى دادن و قهركردهها و تحصيل رضايت از مدعى و طلبكار و صدمه كشيده و زيانديده براى طرف ادعا و هرچه از اين قبيل ، در حد كلانترى و سكاندارى امور محل كه اهالى آن براى رفع هرگونه مشكل خود به ايشان رجوع بكنند .
همچنين روحيهء تهرانى ؟
سخن از تفريح و تفرج به زيارت و ديگر مطالب كشيده شد و آنچه مبحث آن را تكميل مىكند آنست كه براى مردم تهران بخاطر روح راحتطلبىشان از اول « حمل » يعنى فروردين فعاليت و كسب و كار تقريبا تعطيل و عيش و خوشگذرانى ، مثل تماشاى سبزه و صحرا و لميدن كنار آب روان و سير و سياحت به پيش ميآمد تا اواخر پائيز كه هوا رو به سردى و گزندگى نهاده به خانه و دكان و كسب و كار معاودت بكنند . اما اين نيز اندكى به طول نمىانجاميد كه برودت هوا رو به صعوبت نهاده مجددا فعاليت و كار را كنار نهاده ، همراه پرندگان به لانهها بازگشته ، شعار ( تابستان تندرستى - زمستون زير كرسى ) يا ك . و كرسى را دنبال بكنند و در هر صورت آنچه تحت الشعاع جميع عقايد اهالى بود : كمتر جان كندن و بيشتر لذت بردن و كمتر دويدن و زيادتر لميدن و به قول معروف ( دنيا را اوف و پلو را پوف ) گفتن و ذكر ( پشمش بدان )