تكتازى و در مشكلات و مسائل زندگى معتقد به ( آخرش يك طورى مىشود ) .
در معايب افراط و تفريط در كل امور ، همراه نافرمانى و ياغيگرى و ميل به آزاد زيستى و سرخودى .
افراط و تفريطى غليظتر از ته سوزن تو رفتن و از در دروازه تو نرفتن و فرمانناپذيرىاى كه به هيچ قانون و قيد و قرار و قيادت و قائد سر تسليم نداشته مگر به آن وادار بشوند ، در بازگشت همهء اين صفات به راحتطلبى و خوشگذرانى و دم غنيمتدانى و آزاد زيستى ، در آن حد كه جهانگردان و مورخان آنان را ياغيان به دور از خانه و كاشانه معلوم بكنند . درحالىكه نه چنين و فرار از تمركز و خانه و قانون و قيد و قرار بخاطر همان راحتطلبى و به اختيار خودزيستىشان بوده كه آقا بالاسر و اسباب مزاحمت نميخواسته همه را مخل راحت ميديدهاند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤٦٣