يگانگى و برابرى و برادرى و يك سوزن به خود زدن و يك جوالدوز به ديگرى دانسته ، رندى و زيركى و مفت خود دانى به فكر خود نميگنجاندند . در فراياد داشتن رويهء پسنديدهء نصفت و مرافقت از صوفيان و قلندران كه هرگاه گرد هم آئى و ملاقات هم را طالب ميشدند اگر يكى ( ديگ جوش ) اش را بار گذاشته بود يكى نانش را ميبرد و يكى پيازش را و براى چاى و قليانش يكى ذغال و يكى قند و آندگرى تنباكويش را وسط ميگذاشت ، همچنين ديگر حوائج و امور و خدمات آن را كه هريك چيز و امريش را متقبل ميگرديد .
تاريخچهء سهم - دانگ ( سه راه دانگى )
قانون و قرار سهم و دانگ از بهترين رسومى بود كه دوستىها را مستحكم و برقرار و كدورتها را مانع و « به آن خاطر كه برخورد و تضاد از تصادم منافع به ميان ميآيد » از جميع اختلافات ممانعت مينمود و تاريخچهء آن شايد از هنگام بنيان ( كاروانسراى تفرشىها ) « 11 » در تهران و ورود اهالى آن شهر در آنكه رسم ( دانگ ) را چنان كه خواهد آمد مرعى ميداشتند بوده باشد و يا شايد هم كه اين رسم از آن تهرانىها بوده بنام تفرشىها تمام شده بود .
در انتهاى پامنار ، با دويست قدم به طرف شرق سهراهىاى ، كه هنوز هم تا حدى صورت نخستين آن برجا مىباشد بود كه ( سه راه دانگى ) اش ميگفتند و كاروانسرائى در آن بنام كاروانسراى تفرشىها كه مردم و مسافران تفرش در آن فرود ميآمدند كه كمكم نام كاروانسراى تفرشىها به اسم كاروانسراى دانگى درآمد و سهراه آن به همين نام معروف گرديد و تا اكنون كه برقرار مىباشد ، به اين تفصيل كه چون ( ميرزا يوسف خان مستوفى ) رئيس الوزرا گرديد مسلم بود كه
هامش
( 11 ) . واقع در محلهء عودلاجان . سه راه دانگى ، ابتداى كوچهء شمال جنوبى محلهء كليمىها طرف شرق ، با نام مشهور كاروانسراى دانگى .