خمهاى رسيده ، نارسيده شرابهايشان را « كه شراب جودى ( جهودى ) را پرنشئهترين شرابها ميدانستند » در خورجينها نهاده و به كول گرفته در حالى كه خمره ( لپپر - لمبر ) « 2 » زده سر و برشان را آلوده و ( نجس ! ) مينمود فرياد :
دين اگه دين احمده * باقى مذهبا بده ، ميزدند !
و شعار زير كه در مهاجمات بزرگ كه معمولا در بعد از محرمها و ماه رمضانها صورت ميگرفت به كار ميآمد ، به اين وجه كه قبلا چند تن به راه افتاده يكى مقدمات و متن اشعار را خوانده ، بقيه مؤخرهاش را جواب ميگفتند و امثال خويش را همراه ميساختند و با دلسوزى به حال پيغمبر خود در اين شعر كه :
چه زحمت دادت اين ناپاك امت * محمد يا محمد يا محمد
هجوم به ( محله ) « 3 » و خانهها برده ، كارى نبود كه نميكردند و فجيعت و شنيعتى نه كه بجا نميآوردند و همراه آن :
جهود كه بىحميّته * سر تا بپاش اذيته
دروغه پا تا بسرش * خلا بگور پدرش
دشمن دين احمده * نگوش جهود كه مُرتده
شال و قبا و پيرهنش * مالش و بچه و زنش
نگو بَده كه مالته * ببر و بكن حلالته
و بقيه كه دنبال ميكردند :
دين اگه دين احمده * باقى مذهبا بده
در اين صورت واضح است كه با اين تهييج و طغيان چه به روزگار كليمىها ميآمد در اينحال بايد ديد در وقتى كه شيشههاى عرق و ( كپ ) « 4 » و خمرههاى شراب
هامش
( 2 ) . لبريز .
( 3 ) . مقصود محلهء كليمىهاست . محدودهاى از بازار عولادجان و ( حياط شاهى ) و سهراه دانگى و خيابان سيروس .
( 4 ) . ظرفى از شيشه با شكمى برآمده و گردنى كوتاه و ته فرو رفته و دهانهاى به نسبه تنگ و -