شيلانكشان
اگر براى رسيدن ماه رمضان و استقبال از آن ( كلوخاندازان ) لازم ميآمد كه بايد عيش و نوشهاى آن ماه را جلو انداخته با خوردن و نوشيدن و مناهى و ملاهى ذخيرهى ذهنى و نشخوار لذات داشته باشند پس از ماه رمضان هم ( شيلانكشان ) واجب ميگرديد كه بايد تلافى آن يك ماههى محروميت را درآورند و از جمله لهو و لعب و اقدام به هرگونه منهيات بود كه آن را مزد زحمات و رافع خستگى گرسنگىها و تشنگىها و محروميتهاى يك ماهه ميدانستند . از جمله ( مفتبرى ) ها و مفتخورىها و تعدى ، تجاوزات به يهوديان و بهائيان كه برايشان هم فال و هم تماشا آمده ، هم عيش و نوش و خوشگذرانى و كامرانى و كامروائى داشته و هم جهاد فى سبيل اللّه نموده بيدق كفر را سرنگون ! و علم اسلام را در سرزمين الحاد فرو ببرند ! به اين ترتيب كه هر روز چيزى را بهانه كرده به محلهء كليمىها ميريختند .
از جمله وقتى ( محمدى ) « 1 » كردن كليمىاى را بهانه گرفته هجوم به يهودىها
هامش
( 1 ) . محمدى عملى بود كه ميگفتند كليمىها بچه مسلمانى را به خانه كشيده اسمش را محمد ميگذارند و هريك بنام محمد صدايش كرده چون جلو ميرود ، جوالدوز به تنش ميزنند تا تلف بشود و خونش را گرفته با آن فطير « عيد فطير » ميپزند . « فطير نانى از خمير ورنيامده -