ميبردند و روزى تجاوز ارمنىاى را به زن مسلمان دستاويز ساخته به كوچهء ارمنىها و دكان و خانههاى آنان ميريختند و زمانى بهائىاى را چو مىانداختند كه از سقاخانه آب خورده هركس را كه قبا و عبا و ردا و عمامه و كفش و كلاهى ارزنده داشت مورد تعدى قرار داده لخت ميكردند .
بدتر از همه وضع و حال يهودان بود كه پشت و پناهى نداشته هر عقده را به سر آنان خالى ميساختند و بىزورتر از همه بودند و ميتوانستند به مال و جان و ناموسشان تجاوز بكنند و روز و هفتهاى نبود كه خانه و مال و عيالات كليمىاى مورد دستبرد قرار نگرفته دستخوش نامردمى اجامر نشده باشد ، در حالى كه ارامنه از طرف دولت روس و بهائىها از جانب انگليس حمايت شده جز در مواقع بىسامانى و تحولات سياسى مورد تعدى واقع نميشدند .
خود دولتها و مذهبيون نيز مسبب ديگر تهاجم به كليمىها و غير مسلمانها ميشدند به اينگونه كه چندانكه حكومتى خود را در معرض ضعف و زوال مينگريست الوات و لشوش را وادار به غارت محله كليمىها ميكرد و طرف اعتقادى همچه كه بازار خويش را كاسد مينگريست تحريك جهودكشى و ارمنىكشى و مخصوصا بهائىكشى كه وجههء كاملترى ميآورد مينمود و وقتى ميتوانستند اين دستهجات در امنيت و آسايش بسر ببرند كه هرچند گاه يك مرتبه پولى سرهم كرده روانهء حضور بكنند و با تأخير آنكه مجددا كافر و نجس و بيدين و همه عيبه و مفسد و ملحد ميشدند !
از اين جهت هم بود كه كليمىها همواره از ترس مزاحمين و چپوچيان تا جلب نظر نكنند در بدترين وضع و حال ميزيستند ، اگرچه با اينحال نيز از گزند غارت و تجاوز در امان نمانده ، هر از چندگاه در معرض هجوم واقع ميشدند .
جالب اينكه همين نهى از منكركنان ، در مهاجمات ، شيشههاى عرق و
هامش
است كه از وسايل عيد فطير يهوديان مىباشد » .